لایک نامه ی خوش خنده علیه الرحمه
زین زمان لایک گدایی نکنیـــــــم مرگ بر طنز و فکاهی نکنـــــیم
پست ها را پر از شکــــلک یــــــا سوتی عمه و دایی نکنــــــــیم
همه از چهـــره ی مردم گوییــــم به رخ خویش نگاهی نکنـــــیم
پپسی و کیک و دلستر در دست سخن از جام و صراحی نکنیم
تیر ســـــــربی ز تفنـــــگ بـــادی به دل کفـتر چـــــاهی نکنــــیم
از غم و غصــــه دگر دم نزنــــــیم گله از عشق و تباهــی نکنیـم
از سر شوخـــی و خنده به دروغ خودمان را ســــر راهی نکـنیم «meteor73»
از دوستان گرام خواهشمندیم از کاستی ها
به بزرگی خویــش چشـــــــــم بپوشــــند.:)
فرستنده : meteor73.miblg
روزی سرد از ماه دی گذرم بر کویی بیافتادندی. در آن کوی پیری را دیدم کاسه ای کهن
بر دست بداشت و از رهگذران سکه ای خواهش بنمودی.
حکیم ابو ولدکروز آبادی بر آن نظر بیفکندی و به یاد خوش خنده سروده ای بر آن بیانداختی.
« همه را خواندی و خندیدی تو همگان را بپسندیدی تو
مهربان لایـــک بزن نیـــک و بـرو اگر از گفته نرنجیـدی تو»
فرستنده : meteor73.miblg
یکى از فانتزیام اینه که :
.
.
.
.
برم عروسى بگم " داماد چقد انتره ، عروس ازون بدتره :D
=))))))
فرستنده : ᗩᔓᗩↁᕮᕼ
تا حالا دقت کردین وقتی میخواین مسواک بزنین این خمیر دندونو چنان روی ای مسواک میمالین بعد تا حلقوم میکننیش تو دهنتون. بعد جالب اینجاس که همه هم این کارو میکنن.
فرستنده : hamid server
بالاخره فهمیدم چرا اینقد تو عروسیا بهت اصرار میکنن بری برقصی!
چون خودشون جا ندارن بشینن، بر که میگردی هم جا نداری هم میوه
تازه شیرینیاتم خوردن !
فرستنده : maxi
اغا همون جی ال ایکسه بود خریدم, یه چند روز بود راحت از جیبم درنمیومد
هیچ چی دیگه,زنگ زدم نمایندگی درستش کردن, الان دیگه راحت از جیبم درمیاد.. *-)
فرستنده : Samir
مامانم باهام لج کرده میگه از بس هر دختری نشونت دادیم یه ایرادی گرفتی
اگه دختر مورد علاقت پیدا شد اسید میپاشم روش !
فرستنده : ♣ MOH@MM@D ♣
یه دوس دخدرم نداریم باهم بریم بیرون بعد من دارم میرسونمش تو ماشین گوشیش زنگ بخوره یه نگاه به گوشی بندازه، گوشی رو قطع کنه.
من ازش بپرسم کی بود؟
اونم بگه هیشکی بیخیال...
بعدش من عصبانی بشم با پشت دستم بزنم تو دهنش، دهنش پر خون بشه، اونم بگه نگه دار پیاده میشم
من نگه ندارم دوباره بگه اگه نگه نداری خودمو میندازم پایین، بازم نگه ندارم اونم خودشو بندازه پایین بمیره از دستش راحت بشم..
فرستنده : My heart broken*Vahab
یارو وسط دانشگاه دستش تو دماغشه
1ساعت بهش زل زدم بلکه خجالت بکشه
برگشته به من میگه آقا مزاحم نشو کار دارم !
فرستنده : My heart broken*Vahab
دخر خواهرم 5سالشه داشت بازی میکرد دیدم یه کارت ویزیت از کیف مامانش برداشته داره به دیوار کنار اتاقش نزدیک میکنه و درو باز میکنه میره داخل اتاقش ازش میپرسم داری چیکار میکنی میگه دارم قفل در خونمو باز میکنم که برم توخونم
واقعا چه نسل پیشرفته ای هستن ما بچه بودیم ای چیزا حالیمون نبود!!!!!!!!!!!
فرستنده : سمی جون
کلمات کلیدی : خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | خوش خنده خان | خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | خوش خنده خان|
یکی از فانتزیام اینه که با مخاطب خاصم تو خیابون راه برم بعد یه پسره بیاد تیکه بندازه منم عین این فیلما وایسم یواش برگردم و بگم: "هی پسر..... چیزی گفتی؟"
پسره هم با پررویی بگه آره
بعد باهم گلاویز بشیم.... خیلی سنگین همدیگه رو بزنیم... مخاطب خاصم هی جیغ و داد و گریه. ملت دورمون اصن خیلی خفن
بعد که پسررو زدم با لباس خاکی برمیگردم، یه لبخند نرم میزنم و میرم سمت مخاطبم. نزدیکش که میشم صدای گلوله میاد و من میوفتم رو زانوهام.... نگو پسره اسلحه داشته و با سر و صورت خونی نفسای آخرو میزنه و میمیره...
مخاطب خاصمم منو بغل میکنه و فریاد زنان میگه:"نــــــــــــــــــــــه"
منم میگم:"دیدار به قیامت عزیزم" و میوفتم و جان به جان آفرین تسلیم میکنم....
خداییش حقمو خوردن من لایق اسکارم، اصغر خدا ازت نگذره(اصغر فرهادی رو میگم!)
فرستنده : Mr.Blake
دیرو رفتم پوشک بخرم گفتم چند گفت 48000 تومان گفتم یه دو نخ بده فروشنده اشک میریخت از خنده رفیقش امد بلندش کرد آب قند دادیم بهش داشت خونش میفتاد گردنم....
فرستنده : mofrad
یکی از فانتزیام اینه یه روز که دارم تو خیابون قدم میزنم ببینم یه دختر درحال رد شدن از خیابونه و از اونطرف هم یه کامیون با سرعت داره میاد سمتش بعد من بپرم دختره رو از جلوی کامیون نجات بدم و به راه خودم ادامه بدمو برم به سمت غروب آفتاب و کم کم گم بشم و دختره از شدت علاقه ای که به من پیدا کرده بمیره
فرستنده : امیر اواتار
شما یادتون نمیاد یه زمانی پدر مادرا آب هویج و شیر موز میگرفتن واسه بچه ها که بشینن پشت کامپیوتر و برن اینترنت، با یه پزی هم جلو فامیل می گفتن ، براش کامپیوتر گرفتیم که تو درس خوندن بهش کمک کنه ؛ از صبح تا شبم داره مقاله علمی در میاره.
هععععیییییییییییی روزگار... گذشت.....دیگه گول این حرفا رو نمی خورن....
فرستنده : NiSh+KhAnD
پِجَر!! پِجَر!! من اومجَم!!
(اسمایلی پسرشجاع وقتی پدرشو صدا میکرد)
فرستنده : ممد آقا
یکی از فانتزیام اینکه دوستم با کلی ذوق و شوق و اعتماد بنفس بیاد بهم بگه من دیشب جدید ترین آهنگ آقای بوق رو دانلود کردم گوش کردی؟؟؟بعد من با تعجب به عوان تنه بگم تازه این آهنگ گرفتی من خیلی وقته گوش کردم.بیچاره هفت رنگ میشه.من فقط این کرم رو دارم یا شمام اینطوریاین؟هههه
فرستنده : poro vali baadab
فوضولو بردن جنم گفتن هیزمش تره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نه خدایی این یعنی چی این که پاداشه واسه فضول اخه شما بگید هیزم تر اتیش میگیره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ای خدا مخ ما دهه شصتی های بدبختو با چی پر کردن
هییییییییی دیگه اشکم در اومد
فرستنده : خاتون
یکی از فاتزیام اینکه دانشگاه جدید که قبول میشم از خونمون دور باشه کسی منو نشناسه بعد خیلی خاکی رفتار کنم خیلی تیپ ساده بزنم همه فکر کنن که یه پسره بی پولو معمولی ام بعد ، بعده چند ترم یهو بابام با BMW 530 بیاد جلوی دانشگامون مثل این فیلما یهو چشم همه ی بچه هایه دانشگامون بزنه بیرون.خیلی حااااااااااال میده.شماها تاحالا بهش فکر کردین یا من یکم زیاد توهم میزنم.هههه
فرستنده : poro vali baadab
ی دوست دخترم نداریم ، تصادف کنه بمیره ، تیپ بزنیم بریم سر قبرش ، بگن خدا بیامرز چه تیکه ای تور کرده بود
فرستنده : Danesh
بچـــه که بودیم تو مدرسه
مــث میـمــــون ســر صف پـــاهامونو 180 وا میکرددیم تـــــا واسه رفیـــق فابریکـــمون جـــا بگیـــریم
ههههههعی روزگار ...
فرستنده : Anakin
کلمات کلیدی : خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | خوش خنده خان | خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | خوش خنده خان|
غضنفر کلیدش رو تو ماشین جا میگذاره، تا بره کلید ساز بیاره زن و بچش دو ساعت تو ماشین گیر میکنن!
فرستنده : king boy
یکی از فانتزیام اینه دکتر بشم ...
بعد سر عمل جراحی وقتی به دستیارم ...
هی میگم پنس ، چاقو ، تیغ و اینا ...
ی دفعه وسطش بگم مااااچ ... ببینم چیکار میکنه ... :)))
فرستنده : reza_tah
همسایمون زنگ زده آتش نشانی که آقا توی انباری خونه ی ما یه مار هست. اون بدبختا اومدن همه چیو زیر و رو کردن وسایلارو انداختن بیرون آخرسر هیچی پیدا نکردند.
بهش میگم آقای فلانی مطمئنی مار دیدی؟
گف نه بابا میخواستم انباری رو خالی کنم دست تنها بودم حوصله هم نداشتم …!!
منO_O
آتشنشانی:((((((((
همسایمون:]]
فرستنده : hamid server
شمام تو خونتون یه کیف قدیمی و داغون دارین که مهمترین اسناد و مدارک توش نگهداری میشه..؟؟
فرستنده : فرزانه 1371
یه سوالی ذهنیتمو بد جور از بچگی مشغول داره اگه میشه شما جواب بدین :
این فضانوردایی که توو ایستگاه فضای هستن وقتی میرن دستشویی ( گلاب به روتون ) اون موادی که از خودشون دفع میکنن (:)) کجا میره ؟! اگه توو فضا پخش میکنن چی میشه ؟!
چن گزینه که فک میکنم پیش بیاد ایناست :
1) به صورت شهاب سنگ وارد جو زمین شده باعث تولید متان و نفت میشود!!
2) تو همون فضا واسه خودش دوست دختر پیدا میکنه و رت ت (r t t )
3) میره جلو خورشید و به عنوان سیاره ای تازه کشف شده شناخته میشه که با عث خورشید گرفتگی میشه !!
4) فضایی به عنوان کود انسانی ( زمینی ) برای کشاورزی استفاده میکنن !!!
فرستنده : Rezablackdel
یکی از فانتزیام اینه جمعیتمون خواهر و برادی حدودا 10-12 تا بود موقع غذا حمله میکردیم به سفره...جیغ داد فریاد واینا...اما چه کنم یه دونم باید جور همشونو بکشم و تنهایی جیغ و داد کنم..خووو چیه هرکی فانتزیی داره دیگه
فرستنده : hasti-atish pare
دو تا پیرمرد با هم قدم می زدن و 20 قدم جلوتر همسرهاشون کنار هم به آرومی در حال قدم زدن بودن. پیرمرد اول: «من و زنم دیروز به یه رستوران رفتیم که هم خیلی شیک و تر تمیز و با کلاس بود، هم کیفیت غذاش خیلی خوب بود و هم قیمت غذاش مناسب بود.» پیرمرد دوم: «اِ... چه جالب. پس لازم شد ما هم یه شب بریم اونجا... اسم رستوران چی بود؟» پیرمرد اول کلی فکر کرد و به خودش فشار آورد، اما چیزی یادش نیومد. بعد پرسید: «ببین، یه حشره ای هست، پرهای بزرگ و خوشگلی داره، خشکش می کنن تو خونه به عنوان تابلو نگه می دارن، اسمش چیه؟» پیرمرد دوم: «پروانه؟» پیرمرد اول: «آره!» بعد با فریاد رو به پیرزنها: «پروانه! پروانه! اون رستورانی که دیروز رفتیم اسمش چی بود؟!!!»
فرستنده : smj13سید مصطفی
این جمله "خیلی خری" با لحن نرم گاهی میتونه عاشقونه ترین ها باشه ...!!
قبول داری بکوب لایکو!!
فرستنده : kengil
آرزو به دل موندم تو جلسه امتحان یکی بهتر از خودم بشینه کنارم :|
هر کی نشست شوت ترو املت تر از خودم بود :|
فرستنده : kengil
من دوس دارم همسرم ایندم خاص باشه متفاوت با همه خانوما باشه...
خواسته ی زیادیم نیستا منظورم اینه که فقط پارک دوبل بلد باشه:))
فرستنده : kengil
کلمات کلیدی : خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | خوش خنده خان | خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | خوش خنده خان|
غضنفر کلیدش رو تو ماشین جا میگذاره، تا بره کلید ساز بیاره زن و بچش دو ساعت تو ماشین گیر میکنن!
فرستنده : king boy
یکی از فانتزیام اینه دکتر بشم ...
بعد سر عمل جراحی وقتی به دستیارم ...
هی میگم پنس ، چاقو ، تیغ و اینا ...
ی دفعه وسطش بگم مااااچ ... ببینم چیکار میکنه ... :)))
فرستنده : reza_tah
همسایمون زنگ زده آتش نشانی که آقا توی انباری خونه ی ما یه مار هست. اون بدبختا اومدن همه چیو زیر و رو کردن وسایلارو انداختن بیرون آخرسر هیچی پیدا نکردند.
بهش میگم آقای فلانی مطمئنی مار دیدی؟
گف نه بابا میخواستم انباری رو خالی کنم دست تنها بودم حوصله هم نداشتم …!!
منO_O
آتشنشانی:((((((((
همسایمون:]]
فرستنده : hamid server
شمام تو خونتون یه کیف قدیمی و داغون دارین که مهمترین اسناد و مدارک توش نگهداری میشه..؟؟
فرستنده : فرزانه 1371
یه سوالی ذهنیتمو بد جور از بچگی مشغول داره اگه میشه شما جواب بدین :
این فضانوردایی که توو ایستگاه فضای هستن وقتی میرن دستشویی ( گلاب به روتون ) اون موادی که از خودشون دفع میکنن (:)) کجا میره ؟! اگه توو فضا پخش میکنن چی میشه ؟!
چن گزینه که فک میکنم پیش بیاد ایناست :
1) به صورت شهاب سنگ وارد جو زمین شده باعث تولید متان و نفت میشود!!
2) تو همون فضا واسه خودش دوست دختر پیدا میکنه و رت ت (r t t )
3) میره جلو خورشید و به عنوان سیاره ای تازه کشف شده شناخته میشه که با عث خورشید گرفتگی میشه !!
4) فضایی به عنوان کود انسانی ( زمینی ) برای کشاورزی استفاده میکنن !!!
فرستنده : Rezablackdel
یکی از فانتزیام اینه جمعیتمون خواهر و برادی حدودا 10-12 تا بود موقع غذا حمله میکردیم به سفره...جیغ داد فریاد واینا...اما چه کنم یه دونم باید جور همشونو بکشم و تنهایی جیغ و داد کنم..خووو چیه هرکی فانتزیی داره دیگه
فرستنده : hasti-atish pare
دو تا پیرمرد با هم قدم می زدن و 20 قدم جلوتر همسرهاشون کنار هم به آرومی در حال قدم زدن بودن. پیرمرد اول: «من و زنم دیروز به یه رستوران رفتیم که هم خیلی شیک و تر تمیز و با کلاس بود، هم کیفیت غذاش خیلی خوب بود و هم قیمت غذاش مناسب بود.» پیرمرد دوم: «اِ... چه جالب. پس لازم شد ما هم یه شب بریم اونجا... اسم رستوران چی بود؟» پیرمرد اول کلی فکر کرد و به خودش فشار آورد، اما چیزی یادش نیومد. بعد پرسید: «ببین، یه حشره ای هست، پرهای بزرگ و خوشگلی داره، خشکش می کنن تو خونه به عنوان تابلو نگه می دارن، اسمش چیه؟» پیرمرد دوم: «پروانه؟» پیرمرد اول: «آره!» بعد با فریاد رو به پیرزنها: «پروانه! پروانه! اون رستورانی که دیروز رفتیم اسمش چی بود؟!!!»
فرستنده : smj13سید مصطفی
این جمله "خیلی خری" با لحن نرم گاهی میتونه عاشقونه ترین ها باشه ...!!
قبول داری بکوب لایکو!!
فرستنده : kengil
آرزو به دل موندم تو جلسه امتحان یکی بهتر از خودم بشینه کنارم :|
هر کی نشست شوت ترو املت تر از خودم بود :|
فرستنده : kengil
من دوس دارم همسرم ایندم خاص باشه متفاوت با همه خانوما باشه...
خواسته ی زیادیم نیستا منظورم اینه که فقط پارک دوبل بلد باشه:))
فرستنده : kengil
کلمات کلیدی : خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | خوش خنده خان | خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | خوش خنده خان|
آخی...
یکی از فانتزیای مامانم اینه که بیاد تو اتاقمو ببینه مرتبه D:
فرستنده : narsius
رفتم جوهر پرینتر بخرم یارو میگه این جوهری که تو میخوایی پنج برابر شده
میگم پنج برابر!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
میگه حالا این که خوبه بعضی هاش ده برابر شده
میگم ده برابر!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
میگه حالا این که خوبه جوهر بعضی از پرینتر های خارجی بیست برابر شده
دیگه ترسیدم بپرسم بیست برابر گفتم شاید الان شاید بگه بعضی ها سی برابر شده
حالا اون وسط من 0_0
فروشنده0 0
جوهر پرینتر0_-
فرستنده : ☻MILAD☻
واگذارت بحضرت عباس اگه پیاموخوندى بهش عمل نکنی!
بلند شو یه قر بده بشین
فرستنده : setare
قطع برق در یک پاساژباعث شد که هموطنان ....ساعتها روی پله برقی معطل بمانند!!!!!
فرستنده : جوکستان
کافیه از یکی خوشت بیاد؛
یا میمیره، یا فلج میشه، یا برمی گرده به رابطه قبلیش؛
در بهترین حالتم میره خارج!!!
فرستنده : tasnim.69
خداییش شما نمیدونین من با 18سال سن چه فکری میکنم میشینم برنامه خاله شادونه در سرزمین دونه ها را میبینم؟
فرستنده : parsa.ezraeil
(abas_m223)*****علامت اختصاصی
*********(سیندرلا 2013********** سیندرلای بی پدرمادر با نامادریش صغراخانم و 2 تا خواهر ناتنیاش زری و پری زندگی می کرد . صغرا خانم خیلی ظالم بود و سیندرلای پخمه ی خاک برسر هم مثه سگ واسش کار میکرد . خلاصه یه روز شاهزاده خر شد و به مامانش گفت من زن میخوام . مامانش گفت باشه پسرم جمعه, روز تولدت تمام دخترای شهر رو دعوت میکنم خونمون، ازهر کدوم که خوشت اومد بگو برات مخش کنم.بالاخره جمعه شد و روز مهونی ، سیندرلا و زری و پری هم دعوت بودند . زری و پری هزار ماشاالله ، هزار الله اکبر ، بزنم به تخته ،چشم حسودا کور, شده بودند مثل 2 تا بچه میمون ، اما سیندرلا شده بود یه تیکه ماه .اما صغرا خانم حسود سیندرلا رو با خودش نبرد ، سیندرلا هم کنار شومینه نشست و یه قلیون چاقید و اشک ریخت .یهو جو گرفت که بره مهمونی زنگ زد به آژانس ، آژانس ماشین نداشت و اجباری با پیک موتوری رفت خلاصه وقتی رسید اونجا دید وای چه خبره! جنیفر لوپز اومده بود داشت می خوند زری و پری هم خز بازی باباکرم می رقصیدند . خلاصه یهو شاهزاده چشمش به سیندرلا افتاد و یه دل نه 99 دل عاشقش شد . سیندرلا هم با عشوه به شاهزاده نگاه کرد و رفت پیشش و با ناز و ادا اطوار گفت : شاهژاده ی عجیجم تفلدت مبالک, منو می گیری ؟شاهزاده هم خر شد و گفت : آره می گیرمت عجق من (عشق)با مشت بزن چشم من..
بعد جنیفرلوپز گفت:" داماد چقدر انتره ، عروس ازون بدتره " (به زبون اونا یعنی خوشگل)به افتخارشون هند هند هند هند هندا شله ....
عیب نداره منم خوب میشم یه روز!!
فرستنده : abas_m223
یه کشف جدید:
شما میتوانید با زدن راهنما سرعت ماشین کناریتون را تا چندین برابر افزایش دهید!
فرستنده : nabeghe
الا ای آنکه اسمس نمیدی.پیامک منوپاسخ نمیدی.الهی کوربشی چشمات نبینه.بمیری.گم بشی.حقت همینه
فرستنده : Mahdi
هیچ لذتی بالاتر از این نیست که یه تیکه از سرعتگیر کنده شده باشه و آدم بتونه دوتا چرخ ماشینشو از اونجا رد کنه
فرستنده : anti semitism
کلمات کلیدی : خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | خوش خنده خان | خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | خوش خنده خان|
آخی...
یکی از فانتزیای مامانم اینه که بیاد تو اتاقمو ببینه مرتبه D:
فرستنده : narsius
رفتم جوهر پرینتر بخرم یارو میگه این جوهری که تو میخوایی پنج برابر شده
میگم پنج برابر!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
میگه حالا این که خوبه بعضی هاش ده برابر شده
میگم ده برابر!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
میگه حالا این که خوبه جوهر بعضی از پرینتر های خارجی بیست برابر شده
دیگه ترسیدم بپرسم بیست برابر گفتم شاید الان شاید بگه بعضی ها سی برابر شده
حالا اون وسط من 0_0
فروشنده0 0
جوهر پرینتر0_-
فرستنده : ☻MILAD☻
واگذارت بحضرت عباس اگه پیاموخوندى بهش عمل نکنی!
بلند شو یه قر بده بشین
فرستنده : setare
قطع برق در یک پاساژباعث شد که هموطنان ....ساعتها روی پله برقی معطل بمانند!!!!!
فرستنده : جوکستان
کافیه از یکی خوشت بیاد؛
یا میمیره، یا فلج میشه، یا برمی گرده به رابطه قبلیش؛
در بهترین حالتم میره خارج!!!
فرستنده : tasnim.69
خداییش شما نمیدونین من با 18سال سن چه فکری میکنم میشینم برنامه خاله شادونه در سرزمین دونه ها را میبینم؟
فرستنده : parsa.ezraeil
(abas_m223)*****علامت اختصاصی
*********(سیندرلا 2013********** سیندرلای بی پدرمادر با نامادریش صغراخانم و 2 تا خواهر ناتنیاش زری و پری زندگی می کرد . صغرا خانم خیلی ظالم بود و سیندرلای پخمه ی خاک برسر هم مثه سگ واسش کار میکرد . خلاصه یه روز شاهزاده خر شد و به مامانش گفت من زن میخوام . مامانش گفت باشه پسرم جمعه, روز تولدت تمام دخترای شهر رو دعوت میکنم خونمون، ازهر کدوم که خوشت اومد بگو برات مخش کنم.بالاخره جمعه شد و روز مهونی ، سیندرلا و زری و پری هم دعوت بودند . زری و پری هزار ماشاالله ، هزار الله اکبر ، بزنم به تخته ،چشم حسودا کور, شده بودند مثل 2 تا بچه میمون ، اما سیندرلا شده بود یه تیکه ماه .اما صغرا خانم حسود سیندرلا رو با خودش نبرد ، سیندرلا هم کنار شومینه نشست و یه قلیون چاقید و اشک ریخت .یهو جو گرفت که بره مهمونی زنگ زد به آژانس ، آژانس ماشین نداشت و اجباری با پیک موتوری رفت خلاصه وقتی رسید اونجا دید وای چه خبره! جنیفر لوپز اومده بود داشت می خوند زری و پری هم خز بازی باباکرم می رقصیدند . خلاصه یهو شاهزاده چشمش به سیندرلا افتاد و یه دل نه 99 دل عاشقش شد . سیندرلا هم با عشوه به شاهزاده نگاه کرد و رفت پیشش و با ناز و ادا اطوار گفت : شاهژاده ی عجیجم تفلدت مبالک, منو می گیری ؟شاهزاده هم خر شد و گفت : آره می گیرمت عجق من (عشق)با مشت بزن چشم من..
بعد جنیفرلوپز گفت:" داماد چقدر انتره ، عروس ازون بدتره " (به زبون اونا یعنی خوشگل)به افتخارشون هند هند هند هند هندا شله ....
عیب نداره منم خوب میشم یه روز!!
فرستنده : abas_m223
یه کشف جدید:
شما میتوانید با زدن راهنما سرعت ماشین کناریتون را تا چندین برابر افزایش دهید!
فرستنده : nabeghe
الا ای آنکه اسمس نمیدی.پیامک منوپاسخ نمیدی.الهی کوربشی چشمات نبینه.بمیری.گم بشی.حقت همینه
فرستنده : Mahdi
هیچ لذتی بالاتر از این نیست که یه تیکه از سرعتگیر کنده شده باشه و آدم بتونه دوتا چرخ ماشینشو از اونجا رد کنه
فرستنده : anti semitism
کلمات کلیدی : خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | خوش خنده خان | خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | خوش خنده خان|