یه فری خوشحال میگن جسم شفاف رو تعریف کن میگه: جسمی که بشه از این طرف اون طرفشو ببینی. میگن باریک الله یه مثال بزن؟ میگه نردبون
فرستنده : ramin
فری خوشحال تو خیابون به یه نفر میگه: ببخشید، من شما رو تو دوبی ندیدم؟ یارو میگه: نه، من تا حالا دوبی نرفتم.
فری خوشحال: خوب من هم نرفتم، حتما دو نفر دیگه بودن !
فرستنده : M-h
حیف نون سوار تاکسی بوده ...
بعد از مدتی یکی پیاده میشه و درو محکم میبنده ...
راننده میگه : خر بی شعور ...
یه کمی جلوتر یه نفر دیگه پیاده میشه و باز در و محکم می بنده بازم راننده میگه : خر بی شعور نفهم ...
نوبت به حیف نون میرسه با دقت در و آهسته می بنده می بینه راننده داره نگاش می کنه بهش می گه :چیه ...
خر باشعور ندیدی !!!
فرستنده : احسان
تو شهر بامشاد اینا به مناسبت میلاد امام علی به همه ی اونهایی که اسمشون میلاد بود جایزه دادن !
فرستنده : محمود
از حیف نون می پرسن عروسیت چه موقعیست: می گه این دوشنبه نه چهارشنبه هفته ی دیگه
از حیف نون میپرسن امام رضا چرا رفته بود مشهد؟ میگه: نمیدونم ولی شاید رفته بود زیارت !
به اصفهانیه میگن درسته که شما تو حرفاتون اس اس میکنید میگه کی گفتس ؟ هر کی گفتس دروغ گفتس
فرستنده : ramin
تحقیقات نشون داده اصفهانیها فقط در 22 روز سال رشد می کنند: دهه اول محرم + 12 روز اول عید !
فرستنده : nasir
یه تیکه آهن محکم روی پای یه اصفهانی میفته داد میزنه میگه آااااااااااااخ کفشم
فرستنده : فرفره
کلمات کلیدی : خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | اس ام اس عاشقانه | خوش خنده خان|خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | اس ام اس عاشقانه | خوش خنده خان|خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | اس ام اس عاشقانه | خوش خنده خان|
غضنفر میره عروسی می بینه رو سر عروس پنج هزاری و تراول می ریزن ، واسه این که کم نیاره عابر بانکشو در میاره می کشه وسط سینه ی عروس !
از عربه میپرسن در جمله: در کنکور قبول شد از چه فعلی استفاده شده ؟ میگه: از ماضی بعید !
فرستنده : sadra
به یزدیه می گن 3 تا مار نام ببر؟ می گه: مار کبری . مار زنگی. مارمولک
فرستنده : erfan
حیف نون می ره جلو اینه چشاشو می بنده می گن این چه کاریه؟ می گه می خوام ببینم وقتی می خوابم چه شکلیم !
فرستنده : فرفره
بامشاد رفته بود ته چاه فکر میکرد یه یارو اومد گفت : چرا ته چاه فکر می کنی ؟
میگه: می خوام عمیق فکر کنم !
فرستنده : nido
یارو نماز قضا زیاد داشته هر وقت نماز می خونده زیر جانمازش کاربن میذاشته.
فرستنده : mamad
به بامشاد میگن کدوم حیوان همه آدم هارو میشناسه؟ میگه گوسفند
میگن چرا؟
میگه آخه هرکیو میبینه میگه باااااااه
غضنفر لکنت زبون داشته بهش میگن همیشه زبونت میگیره؟ میگه نه فقط وقتی حرف میزنم
یه روز بامشاد میره بانک تا چکش رو نقد کنه. بانکیه بهش میگه چک سیباس؟
بامشاد جواب میده نه! مال گردوهای پارساله !
فرستنده : قلی
کلمات کلیدی : خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | اس ام اس عاشقانه | خوش خنده خان|خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | اس ام اس عاشقانه | خوش خنده خان|خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | اس ام اس عاشقانه | خوش خنده خان|
غضنفر تو جبهه بوده از هرطرف خمپاره میومده یکی داد میزنه سنگر بگیرید
غضنفر از اون ور داد میزنه واسه من بربری بگیرید !
فرستنده : ehsan
یه روز بامشاد عینک دودی زده بود ، پسرشو تو خیابون میبینه محکم یه سیلی به اون میزنه میگه این وقت شب بیرون چیکار میکنی.
پسره میگه بابا عینکتو بردار
بامشاد عینکشو بر میداره بازم محکم یه سیلی میزنه میگه پسر دیشب تا حالا بیرون چی کار میکردی؟
فرستنده : علی
غضنفر یه مگس میگیره, بش میگه بپر..
مگسه میپره. مگس رو میگره یه بالشو میکنه, بش میگه بپر..
مگس به زور میپره. باز مگس رو میگیره اون یکی بالشم میکنه, بش میگه حالا بپر..
مگسه نیمپره. بعد غضنفر میگه حالا ما نتیجه میگیریم که وقتی بالهای مگس رو بکنیم . مگس کر میشه !!!
فرستنده : علی
یارو صبح یه لیوان خاکشیر میخوره، تا شب پشتک میزنه که تهنشین نشه!
فرستنده : حمید
از غضنفر می پرسن : فرق انجیر با زنجیر چیه ؟ میگه والا اجه آدم شانس بیاره زن جیرش میاد ولی اجه شانس نیاره ان جیرش میاد !
فرستنده : Sorena
یه پری افسانه ای به یه مرد میگه: یه آرزوت رو بگو تا برآورده کنم. مرده میگه: یه کاری کن که زنم حسابی احمق بشه تا بتونم با خیال راحت بهش دروغ بگم و هی مچم رو نگیره. پریه قبول میکنه و میگه: برو خونه تون. آرزوت رو برآورده کردم. مرده خوشحال میره خونه, میبینه زنش تبدیل به یه مرد شده!
فرستنده : mamad
یک روز غضنفر خواب میبینه بزرگترین نون بربری دنیا را خورده صبح که بلند میشه میبینه لاحافش نیست
فرستنده : nido
حیف نون قله اورست رو فتح میکنه ، خبرنگارها جمع میشن و ازش می پرسند : آقا رمز موفقیت شما چی بود
حیف نون میگه : والله آقا من این چیزها حالیم نیست ، اگه بازم بهم بار بخوره میارم این بالا
یه روز چند تا رفیق میخواستن برن گردش ، تهرانیه میگه ماشینش با من ، رشتی میگه نهارش هم با من ، شیرازیه هم میگه تخمه و چای هم با من ، اصفهانیه میگه پس حالا که همتون یه چیز میارین منم داداشم را میارم
فرستنده : اسماییل
یه دفعه پلیس بامشاد رو میگیره بهش میگه کارت ماشین ، گواهینامه ، بیمه ..... بامشاد میگه باید با اینها جمله بسازم !
کلمات کلیدی : خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | اس ام اس عاشقانه | خوش خنده خان|خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | اس ام اس عاشقانه | خوش خنده خان|خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | اس ام اس عاشقانه | خوش خنده خان|
یه دفعه یه آبادانیه تو بیابون گم میشه ، و داشته از تشنگی میمرده .... خلاصه هی میگفته آب آب آآآآآ آب .... یه دفعه میرسه به یه چشمه دستاشو میزنه تو آب میکشه به موهاش میگه آخیــــــــــش ، وُلک راحت شدم تیپ موهام خراب شده بود داشتم میمردما
فرستنده : عبدو
از حیف نون میپرسن تو شما آدم مشهور هم هست میگه آره .... سوفیا لُره ! ، الیزابت تای لُر ، لُر و هاردی .... یه ماده شیمیائی هم هست که اختراع خودمونه بهش میگن کلُر !
فرستنده : مهدی
به عضنفر میگن از قفل فرمونت راضی هستی میگه آره فقط سر پیچ اذیت می کنه !
فرستنده : yael
دو تا خسیسه با هم همسایه بودن ...
هر سی ثانیه برق یکیشون می رفت...
تحقیق می کنن می بینن از چراغ راهنمایی برق میدزدیدن !
فرستنده : aria
بامشاد ، دختر محلشون را نشون میکنه ، رفیقاش میان با سنگ میزنن !
فرستنده : داوود خانی
حیف نون تو کلیسا نشسته بوده، یهو می بینه یه دختر خیلی خوشگل میاد تو. میدوه میره پشتِ یه مجسمه قایم میشه.
دختره میاد میشینه جلوی محراب و میگه: ای خدا! تو به من همه چی دادی ، پول دادی ، قیافه دادی ، خانواده خوب دادی...
فقط ازت یه چیز دیگه میخوام...
اونم یه شوهر خوبه ...
یا حضرت مسیح ! خودت کمکم کن!
حیف نون از پشت مجسمه میاد بیرون میگه: عیسی هل نده! هل نده زشته ، خودم میرم!
فرستنده : احمد-م
بامشاد پشت کنکوریه نذر میکنه اگه دانشگاه قبول بشه ، ننه اش رو با پای برهنه بفرسته کربلا !
فرستنده : xbit
به غضنفر میگن: چرا قبض آب و برقو دوست داری، میگه: چون روش نوشته: مش ترک گرامی
بامشاد زنگ میزنه پیتزا فروشی میگه یه پیتزا می خواستم. فروشنده میگه . به نام ... ؟
بامشاد میگه . آخ آخ . ببخشید .به نام خدا , یه پیتزا می خواستم !
فرستنده : ehsan
غضنفر داشته دعا می کرده: خدایا منو نیامرز!ازش می پرسن چرا این جوری دعا می کنی؟ می گه دارم شکسته نفسی می کنم!
کلمات کلیدی : خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | اس ام اس عاشقانه | خوش خنده خان|خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | اس ام اس عاشقانه | خوش خنده خان|خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | اس ام اس عاشقانه | خوش خنده خان|
بامشاد در خونشونو رنگ میکنه همه بچه هاش گم میشن !
فرستنده : mohsen
غضنفر دکتر رادیولوژیست بوده. به مریضش میگه: تو عکس رادیولوژیت یه شکستگی توی دنده راستتون دیدم. ولی اصلاً نگران نباشید، با فتوشاپ درستش کردم !
از حیف نون می پرسن نظرت راجع به مار چیه؟ میگه: خیلی حیوان خوبیه، فقط حیف که همش دُمه !
غضنفر میره پیش خیاط میگه: این پارچه رو کت شلوار بدوز، فردا نیام بگی سوزنم شکستو، برق نبودو، چرخم خراب شد، اصلاً پدرسگ بده من نمیخواد بدوزی !
فرستنده : yaser
افسره به بامشاد میگه بزن دنده یک راه بیفت
بامشاد میزنه دنده عقب ! افسره میگه چرا دنده عقب زدی ؟
بامشاد میگه میخام خیز بگیرم !
بامشاد و حیف نون داشتن با هم راه میرفتن یهو یه هلیکوپتر جلوشون میشینه زمین , یکیشون به اون یکی میگه هیس میخوام زنده بگیرمش !
یارو داشته رو خودش یخ میریخته. میگن چرا این کار رو میکنی؟ میگه میخوام سرما بخورم. میگن چرا؟! میگه: آخه یه آمپول پنی سیلین دارم، تاریخ مصرفش داره میگذره !
فرستنده : evil
کرمونیه میره دستشوئی تو دستشوئی یه سوسک می بینه! میگه ای دایی تو که ما رو ترسوندی
فرستنده : ramin
کرمونیه رو مبرن بهشت بعد از یه مدت خبر میارن یه گوشه بهشت خیلی داغ شده فرشته ها میرن برای علت یابی می بینن کرمونیه گوشه بهشت رو سوراخ کرده تو جهنم داره سیخو می کنه!!
فرستنده : ramin
جبریئل به غضنفر میگه یک آرزو کن تا برات براورده بکنم.
غضنفر میگه میخوام خدا رو ببینم!
جبریئل میگه نمیشه که خدا رو دید.
غضنفر میگه پس میخوام آدم بشم .
جبریئل بهش میگه : بیا بابا بریم خدا رو بهت نشون بدم !!!
فرستنده : b_alikhah
کلمات کلیدی : خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | اس ام اس عاشقانه | خوش خنده خان|خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | اس ام اس عاشقانه | خوش خنده خان|خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | اس ام اس عاشقانه | خوش خنده خان|
معلمه از شاگردش میپرسه : دو دو تا میشه چند تا ؟ پسره میگه: شونزده تا ! زرنگ کلاس شاکی میشه ، میگه : همین خنگ بازی ها رو در میارید که ملت پشت سرمون حرف میزنن! دو دو تا میشه چهار تا ، دیگه اگه خیلی بشه ، میشه هشت تا .
فرستنده : فرفره
یکی داشته غضنفر رو میزده و هی داد میزده می کشمت اکبر می کشمت اکبر. یکی میاد میگه چرا میزنیش؟
غضنفر که داشته کتک میخورده میگه: ولش کن بابا بذار بزنه من که اکبر نیستم .
فرستنده : hessamzade
یه بار یه یزدی و میبدی با هم تصادف میکنن میبدی با موتور بوده! یزدیه از ماشین پیاده میشه میگه باکت هه؟؟ میبدی میگه باکم هه درش نی!!!!
فرستنده : nasir
به حیف نون میگن درد دلت رو به صورت مختصر بگو گفت : آخ تا قیامت !
فرستنده : roxana
یارو داشته با خانوادش از جلو رستوران رد میشده بوی چلوکباب رو احساس میکنن. به اونها میگه اگه بچه های خوبی باشین هفته دیگه هم از اینجا ردتون میکنم !
فرستنده : vida
غضنفر سر نماز موقع قنوت دستاشو برعکس میگیره
بهش میگن آخه این چه طرزشه میگه میخوام ایندفعه از حفظ بخونه !
فرستنده : gigi
یارو میره ماشینشو بیمه بدنه کنه، آخر سر که کارش تموم میشه بیمه ای بهش میگه ایشالا هیچوقت از بیمه تون استفاده نکنین. یارو هم برمیگرده میگه : ایشالا شما هم از این پول خیر نبینین !
فرستنده : aria
غضنفر با ماشین قراضش میزنه به یه ماکسیمای نو . با هزار زور وزحمت از راننده رضایت میگیره. تو 4 راه بعدی دوباره میزنه به همون ماکسیما ، سرشو از ماشین بیرون میاره میگه : برو برو منم !!!
فرستنده : aria
دو نفر دراز کشیده بودند یکیشون داشته خمیازه میکشیده اون یکی میگه داداش تا دهنت بازه لطفا این اصغر ما رو هم صدا کن !
فرستنده : erfan
غضنفر کمرش درد می کرده میره دکتر دکتر بهش میگه باید پیاده روی کنی چند روز بعد غضنفر زنگ میزنه مطب دکتر میگه دکتر جان من الان مرز ایران عراقم بازم پیاده روی کنم یا بسه ؟
فرستنده : sara-y
کلمات کلیدی : خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | اس ام اس عاشقانه | خوش خنده خان|خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | اس ام اس عاشقانه | خوش خنده خان|خاطرات خنده دار | جوک جدید | جوک با حال | سوتی های احمقانه | اعترافات با مزه | داستان طنز | شعر خنده دار | اس ام اس جالب | اس ام اس عاشقانه | خوش خنده خان|