Jokestoon
X
تبلیغات
رایتل

Jokestoon


پـَـ نـَـ پـَـ


به راننده تاکسی میگم آقا نگه دار، میگه پیاده میشی؟ میگم په نه په! میخام برم پایین باد لاستیکا رو چک کنم!!

فرستنده : 09122xxx730 - Nina

لپ تاپم رو بردم نمایندگیش می گم ضربه خورده کار نمیکنه، یارو میگه ضربه فیزیکی؟!!پـَـَـ نــه پـَـَـــ بی محلی کردم یکم، ضربه روحـــی خورده!

فرستنده : سید هادی

دختره داره غرق میشه میگم دستتو بده به من میگه می خوای نجاتم بدی؟پــَـَـ نــه پــَـَـــ میخوام واست لاک بزنم!

فرستنده : سید هادی

به داداشم میگم صدای تلویزیون کم کن. میگه اذیتت میکنه؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام لب خونیم قوی بشه!

فرستنده : سید هادی

رفتم ماشینو از پارکینگ بگیرم یارو میپرسه میرید داخل؟ 
میگم پ نه په دیگه مزاحمتون نمیشم فقط به ماشینم بگید من دم در منتظرشم!

فرستنده : Sara

بگذار قلم را به غزل بسپارم 
شاید گره ای باز شود از کارم 
پرسید: مگر تو هم غزل می گوئی؟ 
گفتم: په نه په! فقط رباعی دارم

فرستنده : 09179xxx764 - SOREN

سوال پرسیده ، یکم مکـث کردم ، میگه داری فکر میکنی ؟! 
میگم پـَـــ نــه پـَـــ please wait <<<<<>>>>>>loading...

فرستنده : Pedram

دارم سبزی خورد می کنم … دستم بریده … میگم مامان چسب داری؟ میگه دستتو بریدی؟! 
پـَـــ نــه پـَـــ می خوام کارم تموم شد دوباره سبزیارو بچسبونم!

فرستنده : Pedram

رفتم سوپری میپرسم قهوه تلخ جدید نیومده ؟ میگه قهوه تلخ؟ 
میگم پـَـــ نــه پـَـــ چای محسن میخواستم از اینا که آهنربا جایزه داره!

فرستنده : Pedram

دارن گوسفندرو قربونی میکنن … یه آفتابه آوردن که بش آب بدن اومده میگه میخوان با آفتابه بش آب بدن؟ 
پـَـــ نــه پـَـــ آفتابه آوردن ببرنش دستشویی استرسش از بین بره !

فرستنده : Pedram

زنگ زده گیر داده بیا بریم بیرون میگم کار دارم میخوام برم تعمیرگاه میگه واسه ماشین؟ 
پـَـــ نــه پـَـــ یکی دو روزه گلوم درد میکنه میرم نشون بدم ببینم از کجاشه!

فرستنده : Pedram

یکی از دوستام داره از دربند به سمت تجریش میرم باکوله پشتی .دختره اونو دیده میگه:شما کوهنوردید؟! 
دوستم میگه پـَـــ نــه پـَـــ کارم باربریه.بار خورد سمت کوه .الانم دارم برمیگردم!

فرستنده : Pedram

افسره وایستاده سر چهار راه داره با تایمر چراغ راهنمای ور میره دوستم دیده میگه اه ناکس داره زمانشو دستکاری میکنه؟ 
میگم: پـَـــ نــه پـَـــ داه استریت تیپس میره مردم پشت چراغ حوصلشون سر نره.

فرستنده : Pedram

خط ریشمو زدم دوستم میه اه خط ریشتو چه بد زدی مگیم : آره خودم زدم میگه با ماشین زدی میگم پ نه پ با لیفتراک زدم !

فرستنده : Pedram

میگم گوشیم تو خیابون رفت زیر کامیون 
میگه شکست؟! 
پ ن پ اومد بیرون گفت اخ قولنجم!

فرستنده : 09354xxx370 - زهیر

پـَـ نـَـ پـَـ


تو جاده بنزین تمام کردیم وایسادیم کنار جاده 4 لیتری تکون میدیم ! طرف اومده میگه بنزین تمام کردین ؟ 
میگیم:پ نه پ میگیم هورا ! ما هم از این دبـــّه ها داریم!!

فرستنده : 09354xxx370 - زهیر

دوستم داشت مسواک میزد... 
بهش میگم داری مسواک میزنی؟ میگه اره . میگم با چی؟ 
میگه با خمیر دندون..... 
گفتم خاک تو سرت اینهمه بهت فرصت پ نه پ دادم استفاده نکردی

فرستنده : 09387xxx534 - specter

دارم کوله پشتی ام رو میبندم که بریم کوه ، مامانم اومده میگه کوله بستی بری کوه؟ 
گفتم پ ن پ کوله بارت بربند شاید این چند سحر فرصت آخر باشد....!

فرستنده : حسام جون

به دوستم میگم یه ذره حجابتو درست کن ، میگیرنت... میگه کی؟ پلیس..؟ 
میگم : پـَـ نـَـ پـَـ ، دست اندر کاران شبکه فشن تی وی ..!

فرستنده : مهربان

حل این تمرین به عهدی دانش آموز است. 
پ نه پ می خواست حل این تمرین بر عهده مادر بزرگم باشه؟

فرستنده : 09372xxx956

تصادف کردم، زنگ زدم ۱۱۰ … پلیسه اومده میگه تصادف کردی؟! گفتم پـــ نَ پَـــــ اینا همش نقشه بود بیای ببینمت !

فرستنده : Pedram

تو خیابون با دوستم داشتم راه می رفتم ، یارو موتوریه گوشیمو از دستم قاپید دوستم گفت گوشیتو دزدید ؟ 
گفتم پـَـــ نَ پـَــ برد سیستم عاملشو آپدیت کنه فردا میاره !

فرستنده : Pedram

دوازده شب رسیدم دم خونه کلید نداشتم به داداشم زنگ زدم میگم یواش درو باز کن بقیه بیدار نشن *میگه در خونه رو؟ 
پَـــ نَ پَـــ در یخچالو!!! سر شب گرمم بود رفتم پشت تخم مرغها !

فرستنده : Pedram

پشت در اتاق عمل وایستادم منتظر دکترم که برم برای زایمان پرستاره اومده نگام میکنه میگه زائو شمایی ؟ 
میگم پـَـ نـَـ پـَـ خواهرمه . ترسیده منو فرستاده جاش!

فرستنده : Pedram

رفتیم کوه … دارم چوب جمع میکنم … میگه می خوای با چوبا آتیش درست کنی؟ 
پَـــ نَ پَـــ پشت دریاها شهریست قایقی خواهم ساخت !

فرستنده : Pedram

4 ساعته از بیرون صدای قار قار میاد…داداشم میگه صدای کلاغه ؟ 
میگم پــَ نَ پـــَ قناریه متال میخونه!

فرستنده : Pedram

تو جاده بنزین تمام کردیم وایسادیم کنار جاده ۴ لیتری تکون میدیم ! طرف اومده میگه بنزین تمام کردین ؟ 
میگیم: پـَـَـــ نه میگیم هورا ! ما هم از این دبـــّه ها داریم !

فرستنده : Pedram

بعد از چند ساعت عمل بچم به دنیا اومده با کلی ذوق به بابام نشونش می دم . میگه بچته؟؟؟!! 
میگم پَــــ نَ پَــــ اینو الان از اینترنت دانلود کردم نسخه آزمایشیه واسه تست تا اصلش بیاد!!!

فرستنده : Pedram

با دوستم رفتیم باغ وحش ، جلوی قفسِ شیر وایسادیم . دوستم میگه: شیرِه ؟ 
میگم:پَــــ نَـــ پَــــ… گربه اس باباش مرده ریش گذاشته!

فرستنده : Pedram

داشتم میرفتم باشگاه وسط راه یادم اومد یه چیزی رو یادم رفته، برگشتم خونه*در زدم داداشم در رو بازکرده با تعجب میپرسه قاسم تویی؟!!!نرفتی باشگاه؟ 
میگم:پَــــ نَ پَــــ قاسم رسید من دیلیوریشم…

فرستنده : Pedram

پـَـ نـَـ پـَـ


دوستم خونمون بود هی سروصداشون میومد*دوستم گفت عروسیه؟ 
پـَـ نـَـ پـَـ همسایمون سرخ پوسته مراسم خاص خودشونه !

فرستنده : Pedram

دوستم تو خونه خوابیده بود داداشم ازراه اومده میگه خوابه؟ 
میگم پَـــ نَ پَـــ رفته رو اسکرین سیور لگد بزنی روشن میشه!

فرستنده : Pedram

پدربزرگم فوت کرده تو قبرستونیم دوستم زنگ زده میگه کجایی؟ میگم بهشت زهرا ! میگه واسه چی ؟ میگم واسه پدر بزرگم* میگه اِ ؟ فوت کرده ؟ 
میگم پـَـــ نَ پـَـــــ تمرینی اومدیم مانور !

فرستنده : Pedram

مرغ و از فریزر در آوردم میگه می خوای غذا درست کنی ؟! 
پـَـَـ نَ پـَـَــــ خانوادش اومدن از سردخونه میخوان ببرن خاکش کنن !

فرستنده : Pedram

رفتم جلسه ثبت نام ۱ساعت وایسادم . یارو اومده میگه میخوای ثبت نام کنی؟ 
پـَـــ نَ پـَـــ اومدم حالتو احوالتو سفید رویتو سیه مویتو ببینم بروم !

فرستنده : Pedram

اومدم یه سوسکو تو آشپزخونه بکشم … رفیقم می گه : می خوای بکشیش ؟ 
گفتم پـَـ نـَـ پـَـ می خوام باهاش وارده مذاکره بشم اجاره خونه رو شریکی بدیم

فرستنده : Pedram

نشستیم داریم “سقوط آزاد” میبینیم ، داداشم میگه این دریا ئه واقعا کیشه؟؟؟ 
پـَـ نـَـ پـَـ دارن اسکلمون میکنن … شهرک سینمایی رو آب کردن

فرستنده : Pedram

با رفیقم وایسادیم کنار اتوبان یه موتوری با صد تا سرعت از کنارمون رد شد. دوستم میگه موتور بود ؟ 
پ نه پ میگ میگ بود !

فرستنده : Pedram

جارو دستم بود داشتم میرفتم اتاقمو جارو بزنم ... عمه ام دید گفت داری میری جارو بزنی؟ 
پَـــ نَ پَـــ زنگ زدم بچه ها بیان قسمت ده هری پاتر رو بسازیم

فرستنده : Pedram

رفتم پمپ بنزین به یارو میگم ۲۰ تا بزن. میگه ۲۰ لیتر؟ 
پـَـــ نــه پـَـــ ۲۰ تا قاشق چای خوری!!

فرستنده : Pedram

رفتم انشامو خوندم،معلمه اومده میگه:اینو به سبکه خودت نوشتی؟ 
پـَـــ نــه پـَـــ به سبک استیل البرز نوشتم!

فرستنده : Pedram

دارم جریان استیو جابز و ماجرای اختراع اپل رو برای بابام تعریف میکنم...بابام میگه اپل همین سیب گاز ده ست که رو کامپیوتره.. 
پـَـــ نــه پـَـــ این سیب همون سیبست که حوا گاز زده استیو هم دیده اسراف نشه.باقی سیبه رو ضمیمه لپتابش کرده!!!

فرستنده : Pedram

رفتم ساندویچ بخرم،یارو میگه:میخوای بخوری؟ 
پ نه پ میخوام بپوشم هرکی منو میبینه اشتهاش باز شه!

فرستنده : Pedram

رفتم ساعت سازی به یارو میگم ساعتم کار نمیکنه میپرسه یعنی درستش کنم ؟ 
پـَـــ نــه پـَـــ باهاش صحبت کن سر عقل بیاد برگرده سر کار

فرستنده : Pedram

از یه عربه پرسیدن شما به خاطر نفت کشورتون انقدر پول دار هستید؟ نتونست بگه” پــَـــ نــَـــ پــَــــ ” , مـُـرد !

فرستنده : Pedram

پـَـ نـَـ پـَـ


یکی منو دیده بهم میگه اسمت سحره؟ 
میگم پ نه پ لنگه ظهرم !

فرستنده : سحر

تو توالت بودم و تو حال خودم ، یک هو یکی محکم زد به در … 
گفتم بله ، دیدم داداشمه میگه اه تو اونجایی !!! 
گفتم پـَـ نـَـ پـَـ این صدای منشی توالته ! لطفا بعد از شنیدن بوق بفرمایین داخل !!!

فرستنده : Pedram

یارو با ۱۶۰ تا سرعت زده به یه عابر پیاده ، عابره پرت شده ۲۰ متر اونطرفتر افتاده زمین هیچ تکونیم نمیخوره*دوستم میگه یعنی مرده؟ 
میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ داره تمارض میکنه پنالتی بگیره !

فرستنده : Pedram

دوستم داشته یه سوال درسی رو برام توضیح می داده بهش میگم از اول بگو متوجه نشدم. میگه از اول سوال؟ 
پ نه پ از جمع و تفریق اول ابتدایی شروع کن پایه ام قوی بشه!

فرستنده : مریم

رفتم توالت عمومی در میزنم ! مرده میگه: دستشویی داری؟ 
میگم : پ نه پ خواستم ببینم شما کم و کسری نداری !

فرستنده : 09361xxx332 - eLaHe

بهش می گم با من ازدواج می کنی؟ می گه داری بهم پیشنهاد می دی؟ 
پـَـ نه پَــ، می خوام غیر مستقیم حالیت کنم مامانت تصادف کرده بری بیمارستان!

همسایه مون می گم تخم مرغ داری؟ می گه می خوای غذا درست کنی؟ 
پـَـ نه پَــ، می خوام بخوابم روشون تا جوجه بشن بفهمم مادر بودن چه حسی داره!

نفس نفس زنون خودم رو رسوندم به اتوبوس. راننده می گه: می خوای سوار شی؟ 
میگم پـَـ نه پَــ، اومدم سفر خوشی رو براتون آرزو کنم!

هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم... آمپولا رو دادم به پرستاره... می گه آمپول بزنم؟ 
پـَـ نه پَــ، توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم!

به داداشم می گم برو عصای آقاجون رو بیار؛ می گه مگه آقاجون می خواد بره؟ 
پـَـ نه پَــ، می خواد به اذن پروردگار عصا رو تبدیل به اژدها کنه!

به برادرم می گم تلویزیون رو بزن کانال دو... می گه روشنش کنم؟ 
پـَـ نه پَــ، تو بزن دو... من هُل می دم روشن شه!

دوستم می گه امروز چندمه؟ می گم یکم. می گه یکم مرداد؟ 
پـَـ نه پَــ، امروز یکم فروردینه... عیدت مبارک عمو جون یه بوس بده!

بسته سیگارمو گرفته که از توش سیگار برداره... می گه اِ اِ اِ همین یه نخه؟ 
پـَـ نه پَــ، این یه دونه چشم گذاشته، بقیه رفتن قایم شدن!

دم دستشویی عمومی ایستاده ام تا نفر قبلی بیاد بیرون، اومده بیرون، می بینه دارم پیچ و تاب می خورم می گه دستشویی داری؟ 
پـَـ نه پَــ، دارم با صدای موزیکی که نواختی تمرین رقص عربی می کنم!

زنه شکمش اومده جلو، رفیق ما می پرسه این خانم حامله است؟ 
پـَـ نه پَــ، این زن آقا گرگه ‌است، شنگول رو خودش خورده، منگول رو داده به شوهرش!

پـَـ نـَـ پـَـ


تو هواپیما نشستم دارم دعا می‌خونم بغل دستیم می‌گه دعا می‌کنی سالم برسی؟ 
پـَـ نه پ َــ، دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا می‌کنم سقوط کنیم!

خواهرم از بیرون میاد خونه... می‌بینه پشت سیستمم... می گه کامپیوتر روشن کردی؟ 
پـَـ نه پَــ، دکتر گفته بشین جلوی مانیتور خاموش زل بزن بهش واسه چشات خوبه!

کله صبحی رفیقم می‌خواست بیاد درس بخونیم، بهش زنگ زدم گفتم دوتا نون هم بگیر بیار. 
گفت واسه صبحونه؟ 
پـَـ نه پَــ، واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون!

تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن. مامان اومده می گه چیزی شکوندی؟ 
پـَـ نه پَــ، شیشه نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین!

داشتیم تو خیابون قدم می زدیم که یهو صداى ترمز شدیدى اومد و دو تا پا که یکى عمودى یکى افقى رو هوا بود... خلاصه ملت جمع شدن بالای سر طرف، که در این هنگام راننده پیاده شد و در کمال خونسردى گفت: آقا چیزیتون شد؟ 
یارو هم با همون وضع و صورت خونى مالى در حالی که به سختى نفس می کشید گفت: پـَـ نه پَــ، خودمو انداختم زمین از داور پنالتى بگیرم! 
راننده گفت: نمکدون! منظورم اینه که می خواى زنگ بزنم اورژانس؟ 
یارو گفت: پـَـ نه پَــ، زنگ بزن برنامه نود، عادل اینا کارشناسى کنن صحنه پنالتى بود یا نه!

دارم به خواهر زاده ام دیکته می گم... رسیده آخر خط، می گه برم سر خط؟ 
پـَـ نه پَــ، بقیشو رو فرش بنویس!

بهرام رادان از یه بابایی آدرس پرسید ، طرف میگه ببخشید شما بازیگر نیستین ؟ رادان میگه پ ن پ پیک موتوریم !

فرستنده : محمد

پام گرفت به سنگ افتادم تو چاله صورتم گلی شد رفیقم میگه گلی شدی 
میگم پ ن پ سرمو فرو کردم توی کاکائوی داغ ، بشم بستنی عروسکی بدم داداش کوچولوت منو بخوره!!!!!

فرستنده : otello

رفتم در مغازه گفتم آقا نوشابه دارین؟ 
یارو گفت : مشکی دیگه! 
گفتم : پ... 
گفت: گمشوبیرون بی شعورعوضی! این چیه یاد گرفتن خودشونو مسخره میکنن. 
گفتم : بابا میخواستم بگم پنیر هم میخوام. 
کلی معذرت خواهی کرد و از خجالت من دراومد بعدش گفت: پنیر بسته ای؟؟ 
گفتم: پ نه پ! متری؟؟ 
گفتم و فرار کردم.

فرستنده : Nasrin

پرسید شبى زحال من دلدارم * گفتم ز رنگ بوى تو بیزارم * گفتا نکند دو تا شده شلوارت * گفتم پ ن پ فقط تو رو دوست دارم

فرستنده : 09119xxx692

تو خیابون موتوریه اومد کیفم رو قاپید ، یارو میپرسه: دزد بود؟ 
میگم:پ ن پ اومده بود امانتیش رو ببره فقط خواست هیجانش بیشتر باشه!

فرستنده : روناک

به بابام میگم تصمیم گرفتم زن بگیرم میگه:میشناسیش؟ میگم:آره میگه:مجرده؟ 
میگم:پ ن پ منتظرم شوهرش اجازه بده بریم خواستگاری!

فرستنده : روناک

مرغ عشقم مرده و درحالی که پاهاش روبه بالاس افتاده کف قفس دوستم اومده میگه : اِ اِ اِ مرغ عشقت مرد ؟ 
پـَـــ نــه پـَـــ کمر درد داشت ، دکتر گفته باید طاق باز دراز بکشه کف قفس

فرستنده : golara

عاقد سر سفره عقد: عروس خانوم وکیلم؟ 
پ ن پ دکتری! دعوت کردیم سطح مجلس بره بالا!

فرستنده : 09363xxx195 - علی

تو اتاق عمل نوزاد تازه به دنیا اومده به دستیار میگم چاقو رو بده میگه میخوای بند نافو ببری؟ 
پ ن پ میخوام رقص چاقو کنم ازمامان بچه شاباش بگیرم!!!

فرستنده : 09363xxx195 - علی

پـَـ نـَـ پـَـ


عاقد:عروس خانم آیا وکیلم شما را به عقد دائم آقای .....در بیاورم ؟ 
عروس خانم: با اجازه بزرگترها بله 
(ستاد مبارزه با فتنه پ ن پ واحد سیار مستقر در دفاتر ثبت ازدواج)

فرستنده : نیلوفر

سر‏ ‏کلاس‏ ‏اقتصاد‏ ‏زنبور ‏‏‏اومده....‏ ‏‏ ‏استاد‏ ‏بعد‏ ‏نیم‏ ‏ساعت‏ ‏میگه‏ ‏زنبور‏ ‏بود؟ 
‏پ‏ ‏نه‏ ‏پ‏ ‏هواپیما‏ اوباما‏ ‏بود‏ ‏اومده‏ ‏از‏ ‏ما‏ ‏نظام‏ ‏اقتصادی‏ ‏بیاموزه!!!

فرستنده : Nazi

رفتم‏‏ ‏دانشگاه‏...‏ ‏دم‏ ‏در‏ ‏ازم‏ ‏میپرسن‏ ‏شما‏ ‏دانشجوی‏ ‏این‏ ‏دانشگاهی؟ 
‏ ‏پ‏ ‏نه‏ ‏پ‏ ‏دانشجوی‏ ‏آکسفوردم‏ ‏اومدم‏ ‏اینجا‏ ‏تفسیر‏ ‏قران‏ ‏بگذرونم‏ !!!

فرستنده : Nazi

رفتم دستتشویی هی دارم در میزنم! میگه هاااان، دستشویی داری؟ 
پـَـــ نــه پـَـــ خواستم بگم آخرین مهلت ثبت نام جشنواره حساب های قرض الحسنه بانک صادراته، جا نمونی! طرف اومد بیرون گفت خاک بر سرتون کنن که فقط بلدین از این چرت و پرتا بگین 
(کمیته مبارزه با پـَـــ نــه پـَـــ , ستاد سیار مستقر در توالت عمومی)

فرستنده : امیرحسین

پلیس می خواد ماشینو ببره پارکینگ به افسره می گم آقا تورو خدا نبر میگه ماشینو ؟؟؟؟ 
گفتم پَـــ نَ پَـــ گیتار شماعی زاده رو... 
دیدم افسره عصبانی شد یه نگاه کرد به راننده جرثقیل گفت ببرش...گفتم غلط کردم جناب میخوای ماشینو ببری پارکینگ؟ 
گفت پَـــ نَ پـَـــ میخوایم بلندش کنیم زیرشو جارو کنیم.

فرستنده : امیرحسین

به بابام گفتم سوئیچ ماشینو بده ...... گفت : می خوای بری جایی؟ ... گفتم : بله پدر عزیزم 
(ستاد مبارزه با پَ نَ پَ - واحد فرزند صالح)

فرستنده : امیرحسین

رفتم به کنار دلبرم باشادى * گفتا که چه خوب یاد من افتادى * گفتم صنما تو عشق را استادى * گفتا په نه په تو یاد من میدادى

فرستنده : 09119xxx692

به مامانم می گم: فکر کنم دیگه وقتشه از تنهایی در بیام، هر چی باشه بیست و شش سالمه مامان... میگه: یعنی زن می خوای پدرسوخته؟ 
میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ یه داداش توپول موپول میخواستم روم نمیشه مستقیم به بابا بگم !

فرستنده : رویا جون

مادر دانش آموزِ اومده مدرسه....معلم بهش میگه با بچتون ریاضی تمرین کنین....میگه تو خونه؟ 
پَـــ نَ پــــ تو زمین های خاکی ! اکثر قهرمانا از زمین های خاکی شروع کردن !!!

فرستنده : رویا جون

یارو اومده خونه رو ببینه واسه خرید. تا طبقه سوم با پله اومده میگه پس اینجا کلا آسانسور نداره!!
پَـــ نَ پَــــ آسانسور داره ولی از طبقه چهارم شروع میشه !

فرستنده : رویا جون

زنگ زدم ۱۱۰، یارو پرسید اتفاقی‌ افتاده؟ 
گفتم: پـَـــ نَ پـَـــ شما زنگ نزدید نگران شدم، گفتم حتما اونجا اتفاقی‌ افتاده!!!

فرستنده : رویا جون

روز مادر یه گل رز خریدم داشتم میرفتم خونه! دوستم منو دیده میگه: بــه بــه گل خریدی!! گلِـه رزِ !؟؟ 
میگم پــ نـــ پــ گل خداداد عزیزی به استرالیا توی مقدماتی جام جهانی 1998ههه!میخوای صحنه آهسته اش رو نشونت بدم!؟!؟ !!

فرستنده : ممزی پرنده از مشهد

رفتم بانک میگم میخوام حساب باز کنم ...متصدی میگه اومدی حساب باز کنی ؟؟؟ 
میگم پ نه پ اومدم 3000 میلیارد دیگه اختلاص کنم !!!!!

فرستنده : SIM SIM

کامپیوترم یه ویروس وحشی گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده: آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟ 
پـــ نه پـــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه عصای دستم بشه!

فرستنده : Nazi

ساعت ١١ اومدم خونه مامانم میگه الان اومدی؟ 
میگم.پَ نَ پَ ٢ساعت پیش اومدم الان تکرارش داره پخش میکنه

فرستنده : Nazi

پـَـ نـَـ پـَـ


کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم ، بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟ 
پـَـَـ نــه پـَـَــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه !

فرستنده : Nazi

به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش؟ 
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاریخ عروسی ننه بابای ماهی اس میخوام واسشون جشن سالگرد بگیرم

فرستنده : Nazi

از مترو واسه دانشگاه تاکسی گذاشتن...سوار شدیم...دوستم میگه پول میگیرن؟؟ 
پ نه پ فی سبیل لالله کار میکنن... واسه تولید علم!!!

فرستنده : Nazi

به بابام می گم برو تو حموم و نگا کن سوسک نباشه … میگه دکککی .. می ترسی؟!؟! 
پَ نه پَ با احساساتم بازی کرده نمی خوام ریختشو ببینم !

فرستنده : Sara

دارم تو خونه رو ترد میل میدوام …. بابام میاد میگه داری میدویی لاغر کنی …؟!؟! 
پَ نه پَ کلاسم دیر شده عجله دارم !

فرستنده : Sara

میخوایم بریم خونه ی جدیدمون ، مامانم میگه این همه اثاثو باید با کامیون ببریم ؟!! 
میگم : پـَـــ نــه پـَـــ راست کلیک کن ، کات کنشون ، برو تو خونه جدیده پیست کن !

فرستنده : ho3in nemati

رو دیوار مارمولک بود،داداشم دیده میگه مارمولکه؟ 
پـَـــ نــه پـَـــ سوسماره معتاد شده به این روز افتاده ببین عبرت بگیر !

فرستنده : ho3in nemati

رفتم ساندویچی..نوشابه آورده ..میگه نی بذارم؟؟ 
پـَـــ نــه پـَـــ فلوت بذار !

فرستنده : مانی

دیروز رفتم نون بربری گرفتم اومدم خونه بابام گفت نون بربریه؟ 
گفتم پـَـــ نــه پـَـــ بیسکویت خانوادست !

فرستنده : Kimya

دوستم پریده تو استخر داد میزنه میگه شنـــا کنم؟ 
میگم پـــ ن پـــــــ بزار آهنگ تـایتـانیک بزارم آروم غرق شو..!

فرستنده : Mehran Torres

دوستم میگه با گوشی برم اینترنت از شارژم کم میشه ؟ 
میگم پ نه پ از صندوق ذخیره ارزی سازمان اوپک کم میشه !

فرستنده : Hamed

به دوستم اس ام اس زدم میگم کلاس تشکیل نمیشه.. جواب داده یعنی اوستاد نیومده ؟ 
بش میگم پ نه پ رفته قایم شده همه دارن دنبالش میگردن!

فرستنده : Hamed

واسه عید قربون گوسفند گرفتیم..همسایمون اومده میگه میخوای قربونی بدین ؟ 
میگم پ نه پ گذاشتیم دم در حاجی که از مکه اومد یاد داستان اسماعیل و پدرش بیفته !

فرستنده : Hamed

یه گنجشک مرده رو یکی از دوستام داره خاکش میکنه داداشم میگه دارن خاکش میکنن؟ 
میگم پـَـــ نــه پـَـــ دارن میکارنش واسه سال بعد محصول بده!!!

فرستنده : Amir

تنهایی داشتم کمد اتاقمو جابجا میکردم مثل هرکول دودستی کمدمو تو بغل میگرفتم جابجاش میکردم مادرم از راه رسید پرسید کمدتو جابجا میکنی؟ 
گفتم پ ن پ دلش گرفته بود بغلش کردم دلداریش بدم !

فرستنده : 09163xxx599 - قاسم

پـَـ نـَـ پـَـ


یارو اومده مغازه یه حوله برداشته میگه آقا اینا حوله ست؟ 
میگم پ ن پ نون بربریه ، کنجدی هم دارم !

فرستنده : 09163xxx599 - قاسم

با دوستم توى خیابون داشتیم میرفتیم،مأمور راهنمائی و رانندگى داشت یکى رو جریمه میکرد 
دوستم به راننده گفت داره جریمه ت میکنه؟ 
گفتم پ نه پ داره باهاش احوال پرسى میکنه

فرستنده : 09388xxx928 - امیرحسین

رفتم سر خاک خدا بیامرزی دارم خرما تعارف می کنم ، طرف برداشته میگه فاتحه است دیگه نه؟ پَ نه پَ خدا بیامرز زنده شده داریم جشن می گیریم!

فرستنده : Mohammad

با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش دکتر میگه میخوای بینیتو کوچیک کنی؟ پَ نه پَ اومدیم بکوبیمش 3 طبقه بسازیم!!!

فرستنده : Mohammad

تا کمر رفتم تو موتور ماشینم که ببینم چه مرگشه ، رفیقم اومده میگه داری تعمیرش میکنی ؟! پَ نه پَ دارم با گِیج روغن درد و دل میکنم !!

فرستنده : Mohammad





javahermarket