Jokestoon
X
تبلیغات
رایتل

Jokestoon

 


پـَـ نـَـ پـَـ


رفتم سر قبر بابابزرگم ... یارو اومده پیشم نشسته میگه فوت کردن؟ پَ نه پَ فردا امتحان ریاضی داره خودشو زده به خواب که نره !!

فرستنده : mojdeh67

رفتم پیش مامان بزرگم میگم خسته نباشى ننه دارى بافتنى میبافى؟ میگه پَــ نَ پَـــ دارم سبزه گره میزنم بختم باز شه یکى بیاد بگیرتم!!!
 

فرستنده : mojdeh67

قرمه سبزی آوردند رو میز می پرسه:قرمه سبزیه؟؟؟؟؟؟؟؟ پَـــــ نَ پــَـــ کوکو سبزیه آبشو زیاد کردن کم نیاد

فرستنده : mojdeh67

ازتاکسی پیاده شدم دارم به راننده نیگا میکنم میگه چیه بقیه کرایت ومیخوای؟ پ ن پ دارم یه دل سیر نیگات میکنم که رفتی دلم واست تنگ نشه!!!!!

فرستنده : ali♡jahrom

رفتم سرِ خاکِ مادربزرگم دارم با یه تیکه سنگ کوچولو میزنم به سنگِ قبرش، خانومه اومده میگه میخواى فاتحه بخونى؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ کلید نیاوردم،موندم پشتِ در،منتظرم درُ باز کن

فرستنده : ali♡jahrom

تلویزیون میدیدیم یه سوسک اومده جلوم.میگم مامان دمپایی رو بده.میگه:میخوای بکشیش؟میگم:پـ ن پـ میخوام سایز پاشو بگیرم دفعه بعد یه جفت کفش تاق تاقی بهش بدم داره میاد تق تق صدا بده بفهمیم...

فرستنده : majede

داداشم میخواد ببینه چند کیلوه ، میگه برم رو ترازو ؟!
میگم : پَ نه پَ کلیک راست کن رو خودت ، برو تو پروپرتیس ببین چند کیلویی !

فرستنده : mojdeh67

راننده از شمال تا تهران کولر نزده بود.من داشتم از گرما میمردم.نزدیکا تهران داشتم خودمو باد میزدم با کتاب.میگه گرمته؟
انقدر لج داشتم بهش گفتم بمیری بهت نمیگم پ نه پ،کولرو بزن خسیس.

فرستنده : Mohammadjo0on

پیرمرده سوار اتوبوس شده، پا شدم از جام!
میگه بشینم یعنی؟ پـَـــ نــه پـَـــ پا شدم با هم قدم بزنیم!!!!

فرستنده : امیر

ساعت 8 شبه هنوز تو شرکتم.
مامانم زنگ زده به تلفن شرکت میگه هنوز شرکتی؟
میگم پـَـــ نــه پـَــ خودم که اومدم شما داری با
وجدان کاریم صحبت می کنی

فرستنده : امیر

به مامانم میگم:نمیخای واسه ما آستین بالا بزنی؟

میگه:پسرم زن میخوای؟گفتم : پـَـ نـَـ پـَـ گفتم آستیناتو بالا بزنی
با هم مچ بندازیم ببینیم کی قوی تره

فرستنده : امیر

رفتم تست آواز یارو گفت یه ترانه بخون،
به این فکر میکردم که چی بخونم،
یارو گفت داری فک میکنی؟
گفتم پـَـــ نــه پـَـــ این قسمت خالیه اول نواره الان شروع میشه!

فرستنده : niloofar

پیرزنه ، زنگ زده خونه ... میگه مامان تشریف دارن؟
میگم کاریشون داشتین؟
میگه پـَـ نـَـ پـَـ به این بهونه میخواستم با خودت بیشتر آشنا شم... امروز کی وقتت آزاده ؟

فرستنده : niloofar

دوستم میپرسه تو هم مثل من به طبیعت
و دریا و گل و چیزای رمانتیک علاقه داری؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ من فقط به زباله دونی و آشغال
و توالت عمومی و چیزای چندش آور علاقه دارم!
 

فرستنده : sa.mor

مامانم زنگ زده میگه کجایی؟
گفتم با بهروز رفتم بازار گفت:بهررز رفیقت؟؟
پـَـ نـَـ پـَـ سس مایونزه بهروز.
 

فرستنده : sa.mor

پـَـ نـَـ پـَـ


سر کلاس کیفمو گذاشتم ردیف جلو برای دوستم جا گرفتم.
طرف اومده میگه: جا گرفتی؟!
پ ن پ نگران بودم کیفم از این پشت،
تخته رو خوب نبینه !!

فرستنده : sa.mor

بهش میکم من عاشق شدم.میگه ینی می خوای بگی عاشق شدی؟؟
میگم پ ن پ ینی میخوام بگم من قاشق شدم تو چنگالم باش

فرستنده : FatiMa

همین حالا با ماشین خوردم به دیوار.
اومدم خونه گریه و زاری..بابام اومده گفت واسه ماشین گریه میکنی؟؟
منم با گریه پ ن پ واسه دیوار گریه میکنم.

فرستنده : FatiMa

دوستم پاش تو گچ یارو میگه شکسته میگم پـَـَـــ نــه پـَـَـــ پاشو گچ کرده که از شهرداری عوارض نوسازی بگیره

فرستنده : mojdeh67

گداهه دستشو دراز کرده طرف آقاهه
آقاهه میگه پول بدم؟
گدا میگه پ نه پ بزن قدش!!

فرستنده : mojdeh67

دارم به خواهر زادم دیکته میگم ... رسیده آخر خط میگه دایی برم سر خط ؟! پَ نه پَ بقیشو رو فرش بنویس !

فرستنده : آسمان

بسته سیگارمو گرفته که از توش سیگار برداره ... میگه اِ اِ اِ همین یه نخه ؟پَ نه پَ این یه دونه چشم گذاشته، بقیه رفتن قایم شدن !

فرستنده : آسمان

بچه داداشمو بردم باغ وحش، کوهان شترو نشون میده میگه عمو کوهانشه؟ پـَـــ نــه پـَـــ همه غمو غصه ها رو ریخته تو دلش، قلمبه شده از توی کمرش زده بیرون

فرستنده : آسمان

با ماشین افتادیم ته دره یارو میگه زنگ بزنم آمبولانس بیاد؟ میگم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه مشکل درون خانوادست خودمون حلش می کنیم

فرستنده : آسمان

رفتم داروخونه، میگم باند دارین؟ میگه باند پانسمان؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ باند فرودگاه ! میخوام فرود بیام

فرستنده : آسمان

به دوستم میگم خودکارتو بده.میگه چیزی میچوای بنویسی ؟میگم پـَـــ نــه پـَـــ واسش شلوارک گرفتم میخوام ببینم اندازشه یا نه

فرستنده : آسمان

یارو نشسته کنار خیابون نوک دماغش چسبیده به زمین. دوستم میگه : معتاده؟!میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخواد انعطاف بدنشو به رخ بکشه

فرستنده : آسمان

جلو خواهرم سوسکه رو با دمپایی لهش کردم دل و رودش پخش زمین شده … خواهرم میگه مرده الان ؟ پَــــ نَ پَــــ این ترمیناتوره الان خودش رو جمع میکنه دوباره راه میافته

فرستنده : آسمان

بهش میگم اگه بتونی میری اونور یا اینجا می مونی؟
میگه خارج از کشور؟ پـَـ نـَـ پـَـ اتاق بغلی رو میگم!

فرستنده : FatiMa

ساعت ۸ صبح کلاس داریم ، منم خمیازه میکشم و دهنم یه متر باز میشه !
استاد میگه چیه خوابت میاد ؟ پـَـ نـَـ پـَـ میخوام بخورمت

فرستنده : mahan jigar

پـَـ نـَـ پـَـ


رفتیم پیست اسکی ، یارو میگه اومدید اسکی ؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ اومدیم روی برفا غلت بزنیم

فرستنده : mahan jigar


تو ایستگاه متروی آزادی یکی ازم پرسید اینجا آخرشه ؟ منم گفتم پـَـ نـَـ پـَـ نیم ساعت برای ناهار و نماز نگه داشته بعد دوباره راه میوفته !

فرستنده : mahan jigar


پلیس ماشینو خوابونده .
رفتم خلافی و جریمه دادم،کاراشو کردم،بعد رفتم پارکینگ تحویلش بگیرم.
مسوولش میپرسه: اومدی ماشینو ببری؟؟؟
میگم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ملاقاتش! براش دوتا قوطی بنزین سوپر آوردم تنهایی بش بد نگذره...

فرستنده : !manam man


خواهر زادم با صورت رفته تو میز تلویزیون.صورتش زخمی شده.بابام اومده میگه صورتش خورده به جایی؟ پ نه پ تو مسابقات کشتی کج شرکت کرده روش فینیشر اجرا کردن صورتش زخمی شده.

فرستنده : mehrad


رفتم دکتر میگم اقای دکتر دستم شکسته دارم میمیرم از درد
میگه یعنی گچ بگیرم و مسکن بدم؟؟؟
میگم پــــــــــــــَــــ نـــــــــــــــَـــــــ پــــــــــــَـــــــــ
بکشم بعدشم خاکم کن...
والله

فرستنده : M.KinGIS4GO0dBOY


سوار تاکسی شدم. یارو صدای ضبطشو تا ته زیاد کرده بود. میگم میشه صدای ضبطتونو کم کنید؟
میگه اذییتتون میکنه؟!
پَ نه پَ گفتم کم کنی این یه تیکشو من بخونم ببینی صدای کدوممون بهتره!
 

فرستنده : zambi


روی نیمکت توی پارک، روزنامه دستمه... اومده میگه... روزنامه میخونی؟
پَ نه پَ سبزی خریدم نمیدونم لای کدوم صفحه گذاشتم

فرستنده : zambi


به دوستم میگم من عاشق این ماشین شاسی بلندام ...
میگه منظورت پرادو و رونیزو ایناست؟
پَ نه پَ منظورم کامیونو تراکتورو ایناست

فرستنده : zambi


تو رستوران پیشخدمتو صدا کردم ... میگم آقا توی سوپ من مگس افتاده!
میگه مرده؟
پَ نه پَ هنوز زندست، داره شنا میکنه، صدات کردم بیایی نجاتش بدی !

فرستنده : zambi


من کارمند بانکم....اومدم برای یه پیرمرد کارت عابربانک درخواست کنم میگم پدرجان کارت میخوای؟
میگه :میگه عابر کارت میخوای بدی؟
گفتم: پ ن پ کارت استخر 20جلسه ای بهت میدم

فرستنده : امیر.م.م


رو برگم اعتراض گذاشتم بعد یه ساعت گشتم از بین 100 تا برگه برگمو پیدا کردم می دم دسته استاد میگه این برگته؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ این یه نقاشیه که دوست خوبمون علی کوچولو از مشهد مقدس برامون ارسال کرده.

فرستنده : !manam man


به دختر خالم میگم اینم دماغه تو داری! تو آفسایده.
میگه یعنی خیلی گندست؟ عملش کنم؟
میگم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ برو تو برنامه نود کارشناسی کنن 
ببینن واقعا تو افسایده یا باز هم اشتباه داوریِ...

فرستنده : !manam man


به بابا بزرگم میگم داروهاتو سر وقت میخوری؟
گفت پـَـــ نــه پـَـــ نا منظم میخورم میکروبا غافلگیر شن ( یعنی پ ن پ تا این حد پیشرفت کرده ها )

فرستنده : mojdeh67


به مادر بزرگم میگم اونجا نشستی بی زحمت سیستم منو روشن کن میگه دکمشو بزنم ؟؟؟؟
پـَـــ نــه پـَـــ ازش خواهش کن !!

فرستنده : mojdeh67


رفتم فروشگاه خریدامو کردم میخوام حساب کنم..کارت اعتباریمو در میارم..میگه عابر بانکه؟
میگم پـَـــ نــه پـَـــ علامت مخصوص حاکم بزرگ احنرام بگذارید!

فرستنده : mojdeh67


پـَـ نـَـ پـَـ


داشتم هسته رو از دور پرت میکردم تو سطل آشغال.مادرم چرا از اینجا پرت میکنی؟
پـَـــ نــه پـَـــ برم دورتر پرتاب سه امتیازی بندازم ببرنم تیم ملی

فرستنده : mojdeh67


من : سلام علی خوبی ؟ علی : سلام ،شما ؟ من : آرمینم . علی : اٍ
آرمین تویی ؟ من : پـَـ نـَـ پـَـ راهنمای 473 ، بفـــرمائید! .

فرستنده : mojdeh67


رفیقم اومده خونمونمون،کولر گازی رو دیده با تعجب میپرسه:کارم میکنه؟ پَ نَ پَ خرابه ازش به عنوان باربیکیو استفاده میکینیم

فرستنده : zede hal


به بابام می گم سوئیچ ماشین رو بده. گفت: می خوای بری جایی؟ گفتم: بله پدر عزیزم!
(ستاد مبارزه با پ.نه.پ واحد فرزند صالح)

فرستنده : mahan jigar


مگس اومده تو خونه رفتم حشره کش آوردم مامانم میگه میخوای بکشیش؟ پـَـَـ نــه پـَـَـ ،میخوام بزنم زیر بغلش بوی عرق نده

فرستنده : mahan jigar


رفتم الکتریکی می گم آقا سه راهی دارین؟
میگه سه راه برق؟!!! پـَـَـ نــه پـَـَــــ سه راه آذری، دربست

فرستنده : mojdeh67


سوال پرسیده ، یه کم مکـث کردم ، میگه داری فکر میکنی ؟!
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ صبر کن داره.... Load میشــه!--

فرستنده : mojdeh67


رفتم کتاب فروشی میگم بوف کور دارین؟ میگه
کتابشو؟
گفتم : پ ن پ خودشو ، یه فرد خیر پیدا شده که حاضر تمامِ هزینه های درمانشو متقبل شه…..!

فرستنده : mojdeh67


بهش میگم : دیگه می خوام ازت جدا شم !
میگه : این حرف آخرته ؟
پ ن پ این خلاصه ای بود از اخبار ایران و جهان ،
لطفأ به ادامه ی خبر توجه فرمایید !

فرستنده : mojdeh67


تو کلاس بودیم که یک دختره اومد تو میگه اینجا کلاس میانه است (حسابداری میانه) ؟ استاد میگه پ ن پ تبریزه !

فرستنده : shahi 0123


دارم واسه دختر خالم تعریف میکنم میگم:
دیشب داشت یه راز بقا نشون میداد شیره حمله کرد به یه گله آهو یکی شونو گرفت!
میگه: بقیه چی؟ فرار کردن؟
پـَ نه پـَ موبایلاشونو درآوردن فیلم گرفتن از صحنه واسه بقیه حیوونای جنگل بلوتوث کنن…

فرستنده : عمو عباس


رفتم دستشویی عمومی در میزنم میگم یکم سریع تر. میگه شمام دستشویی داری؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم شما کم و کسری نداری ؟

فرستنده : pesar pesar ghande asal


بابابزرگم داشت تو خواب صداهای عجیب و غریب در میاورد !
خانمم میگه داره خرناس میکشه؟!
پَ نه پَ داره کانکت میشه ولی چون تو محل ما ADSL نمیدن از dial-up استفاده میکنه

فرستنده : الی


مادر بزرگ مادرم 120 سالشه، دیدمش لبــاس ورزشی پوشیده داره نرمــش می کنه بهش می گم : ننجون شما هم ورزش می کنی؟
گفت : چرا که نه....!!
گفتم فیس بوک هم میرید؟
گفــت پـَـَـ نــه پـَـَــــ از فیس بوک بر می گردم، فکـــر کردی دوست دخــــتری که الان تـــو فیس بوک داری کیه....؟
2 دستی زدم تو سر خودم !

فرستنده : لعیا


دوستم میگه رفته آفریقا آدم خوار ها گرفتنش میگه یعنی میخواین منو بخورین آدم خار ها گفتن پ ن پ.هو هو بومبا بومبا هی هی ها ها بامبا بومبا

فرستنده : با حال!!


 


پـَـ نـَـ پـَـ


رفتم چین گارسون دو تا چوب آورده خواهرم میگه یعنی باید با اینا غذا بخورم؟گارسون میگه پ ن پ چینگ چانگ چاچانگ چیونگ چانگ

فرستنده : با حال!!

بگذار قلم را به غزل بسپارم
شاید گره ای باز شود از کارم
پرسید: مگر تو هم غزل می گوئی؟
گفتم: په نه په! فقط رباعی دارم !

فرستنده : محمدکیان - مشـــــــــهد

فامیلمون اومده خونمون میگه از وقتی کولر گذاشتین خونتون اینقدر خنک شده ؟ گفتیم پـَـــ نــه پـَـــ از وقتی توی کانون فرهنگی آموزش ثبت نام کردیم !

فرستنده : mojdeh67

یه طوطی گرفتم دوستم اومده دیده میگه ا طوطیه گفتم په نه په یا کریمه با فتو شاپ تقیرش دادم

فرستنده : selma

خانومه وایساده بود جلوی پله برقی نمیرفت روش. دوستم میگه یعنی میترسه؟ پـَـَـ نــه پـَـَـــ مونده با پای چپ بره ثواب داره یا با پای راست!!

فرستنده : محمدرضاعالیقدر

صدای رعد و برق میومد؛ خالم میگه: صدای رعد و برقه ؟ من گقتم : پـ نــ پــ سیم های ابرها قاتی کرده داره جرقه میزنه

فرستنده : momtaz

رفتم عابربانک، یارو داره جون میکنه با دستگاه کلنجار میره بعد ده دقیقه برمی گرده میگه شما هم کار داری؟ پ ن پ پیک موتوری ام وایسادم نامه اداری تونو تایپ کنین ببرم.

فرستنده : mojdeh67

بعد از اینکه دو ساعت تو صف عابر بانک واستادم تا پول بگیرم یارو برگشته می گه:آقا ببخشید سالمه؟ میگم پ ن پ مریضه اینم صف عیادت کننده هاس

فرستنده : ایراندوست

ایستک خریدم ، در باز کن رو دادم به دوستم
میگه : با این بازش کنم ؟!!!
میگم پ نه پ !!! روش راست کلیک کن!
اوپن ویت رو بزن ! با اینترنت اکسپلور بازش کن !!

فرستنده : Sara

رفتم دم مغازه به فروشنده می گم قرص پشه داری؟
می گه واسه کشتنش می خوای؟
پـَـ نه پَــ، برای سردردش می خوام! 

فرستنده : mahan jigar

دارم چایی میخورم داغ داغ سوختم ، بابام میگه : سوختی ؟
میگم : پ نه پ رفتم مرحله بعد !!!

فرستنده : mojdeh67

بیرون گل خریده بودم ، بردم خونه دادم به مامانم گفت گله ؟ گفتم پَ نَ پَ آفساید بود داور قبولش نکرد !

فرستنده : mojdeh67

مغازه رفیقمون رو دزد زده به جارو خاک انداز هم رحم نکرده! مغازه خالی خالیه، پلیس تازه میپرسه چیزی هم دزدیدن؟ میگم پ نه پ اومدن یه سر زدن رفتن! پلیس میگه د نه د تو خودت الان مظنونی! رفیقم هم جوگیر شده میگه ازت انتظار نداشتم! نامرد!

فرستنده : Favania

تو بیلیارد توپ 8 زدم رفته تو سوراخ یارو میگه رفت تو ؟
پَ نَ پَ کریس آنجلم نشناختی غیبش کردم.

سر جلسه به جلوییم می گم سوال 3 بلدی ؟ میگه آره می خوای ؟
میگم پَ نَ پَ نگرانت بودم می خواستم اگه ننوشتی بت بگم .



پـَـ نـَـ پـَـ


رفتم باغ وحش از نگهبان می پرسم ببخشید آقا قفس شیرا کجاست ؟ میگه بازدید کننده ای ؟
میگم پَ نَ پَ از اقوامش هستم اینورا کار داشتم گفتم سری بهش بزنم .

مگسه نشسته رو برنج به خواهرم میگم : مگس ، میگه بکشمش ؟
میگم پَ نَ پَ زشته برنج خالی بخوره یکم خورشت بریز واسش

سر یه جریانی عصبانی بودم به خانمم میگم از همه ی آدما بدم میاد. میگه از منم بدت میاد؟ گفتم نه! گفت چون دوسم داری؟ پـَـــ نــه پـَـــ چون آدم نیستی!!!

فرستنده : سجاد

بابام اومده میگه تو اخبار گفته خاویار تقلبی اومده،مواظب باشا.
دِ نـَـه دِ آخه پدره من،من خاویار خورم یا تو یا هفت نسل قبلمون!

فرستنده : good babay

عمو زنجیر باف! بعله
زنجیر منو بافتی؟
په نه په!
پشت کوه انداختی؟
دِ نه دِ

فرستنده : good babay

لیلی به مجنون گفت : همه این کارارو می کنی برا من ؟
مجنون : پَ نه پَ من عاشق آنجلینا جولی ام ، تو حریف تمرینی هستی !

فرستنده : aref


رفتم صندلی بخرم واسه کامپیوتر، یارو گفت: راحت باشه؟ پــــ نه پــــ خار داشته باشه...

فرستنده : shervin

حواسم نبود با صورت رفتم تو در، میگه ندیدیش؟ میگم پـــ نه پــــــ من دارکوبم می خوام با منقار یه سوراخ برا خودم باز کنم برم تو.

فرستنده : shervin

مگس کش دستمه. مامانم میگه میخوای مگسا رو بکشی؟ میگم پـــ نه پــــــ میخوام رهبری ارکسترشون رو بکنم سمفونی بتهوون بزنن!

فرستنده : shervin

یارو اومده می بینه همکارم توی اتاق نیست باز می پرسه خانم فلانی نیست؟ پـــ نه پـــ هستن. افتادن پشت اون کمد. با خط کش بزن در بیاد.

فرستنده : shervin

به اپراتور اداره میگم لطفا شماره فلانی رو برام بگیر. میگه گرفتم وصل کنم؟ ... پـــ نه پـــ فوت کن, قطع کن

فرستنده : shervin

رفتم بالای برج میخواستم خودمو بندازم پایین یارو میگه میخوای خودکشی کنی؟ میگم پــــ نه پــــــ اومدم ببینم
سرعت صفر تا صدم از این بالا تا پایین چقدر میشه، بجای پروژه بدم دانشگاه

فرستنده : shervin

به یارو راننده میگم: آقا اگه میشه یکم سریعتر. الان هواپیما میپره... میگه: بسلامتی مسافرین؟
... پــ نه پـــ... فندک هواپیما دیشب دستم جامونده، میرم بدم به رانندش!

فرستنده : shervin

رفتیم غار علیصدر. به رفیقم خفاش نشون دادم. میگه وای خفاشه! پــ نه پـــ بتمن بود. اجاره خونه گرونه اینجا سکونت دارن فعلا!!!

فرستنده : shervin

تو صف پمپ گاز منتظرم تا نوبتم بشه، یارو زده به شیشه میگه آقا شما هم می خوای گاز بزنی؟ پـــ نه پـــ من می خوام لیس بزنم...

فرستنده : shervin

پـَـ نـَـ پـَـ


یارو بجه دار شده فردا بچشو برده بیمارستان پرستار میگه مریض شده؟آوردیش خوبش کنیم؟یارو میگه پ ن پ خراب شده اومدم از گارانتی تعویض استفاده کنم

فرستنده : مهلا

دوستم تریاکو از دست یه معتاد گرفته ازش میپرسه شما اینو میکشید؟
معتاده گفت: پ نه پ میژنیم ژمین هوا بره

فرستنده : ali_302

رفتم ساندویچی،میگم اقا یه بندری لطفا،میگه سوسیس بندری دیگه،میگم پ ن پ،یه نوار بندری بزار میخوام واست قر بدم تا خستگیت رفع بشه!

فرستنده : 09396xxx611_سینا

اومده بودن خواستگاریم میگم من فعلا میخوام درس بخونم...میگن یعنی حالا حالا ها طول میکشه؟ میگم پ ن پ ده دیقه صب کن همین دو صحفه هم بخونم بعد

فرستنده : ستایششش

به نامزدم میکم کجای 2ساعته منتظرتم میگه منتظر من بودی؟پ نه پ منتظر شاهزاده رویاها بودم که با اسبش بیاد نجاتم بده

فرستنده : matin j0on

به مامانم میگم ماست و خیار رو از تو یخچال دریار بده من، میگه میخوای بخوری؟گفتم پ ن پ میخوام خیار هایش را بشمارم ببینم چقدر به اقتصاد خانواده ضربه خورده!

فرستنده : 09157xxx654

دوستم
زنگ زده میگه چکار میکنی ؟ میگم ماشینمو آوردم تعمیرگاه . میگه مگه خرابه ؟
پــــ نَ پـَــــ آوردمش تعمیرگاه عیادت دوستای مریضش

فرستنده : TanHaEi

یه کبوتر تو کوچه پیدا کردم دارم میبرمش خونه یکی از راه میرسه ازم میپرسه چه خوشکله کبوتره
گفتم پ ن پ غازه جراحی پلاستیک کرده.

فرستنده : وریا

مامان و بابام موقع جابه جا کردن مبل یکدفعه ولش کردند رو پام اشکم در اومده، تازه می پرسن دردت اومد؟
پـــ نــه پـــ از اینکه می بینم رابطه شما دوتا انقدر خوبه و با هم همکاری می کنید، دارم اشک شوق می ریزم!!!

فرستنده : baroon

داشتم از بیرون میومدم خونه با یک کیسه برنج مهمون داشتیم یک نفرشون بهم گفت برنجه: گفتم پـَـ نـَـ پـَـ چون برنج گرونه یک عالمه ماکارونی خریدم خوردشون کردم که شکل برنج بشن

فرستنده : momtaz

رفیقم اسم خانومم رو توی شناسنامه دیده. میگه: زنته؟
میگم: پ ن پ دختر همسایمونه اسمش تو شناسنامه باباش جا نشده اینجا زدن گم نشه!

فرستنده : وحید

داره مثل اسب دروغ میگه ، منم خندم گرفته برگشته میگه داری به من میخندی ؟
گفتم پـَ نه پـَ کارم از گریه گذشته ، به آن میخندم !

فرستنده : telesm

جلسه ی آخر کلاس بود ، بچه ها داشتن از استاد در مورد امتحان می پرسیدن که قراره چطوری سوال بده ! یکی پرسید : استاد جا خالی هم میدین ؟
استاد هم گفت : پ ن پ وامیستم بهم تیراندازی کنید !

فرستنده : telesm

دارم تاریخ تولید و انقضای تن ماهی رو نگاه میکنم ، صاحب مغازه میگه : میخوای ببینی فاسد نشده باشه ؟
میگم : پـَـ نـَـ پـَـ میخوام ببینم تاریخ تولدش کیه تا واسه تولدش آکواریوم بزرگتر بخرم !

فرستنده : telesm

ماشینم خراب شده وسط خیابون ، زنگ زدم به داداشم میگم آب دستته بذار زمین بیا پیش من !
میگه کارم داری ؟؟؟
میگم پـَـ نـَـ پـَـ آب گرون شده ، همون یه لیوانم صرفه جویی بشه خیلیه !

فرستنده : telesm


پـَـ نـَـ پـَـ


به دوستم میگم : نمره ها رو زدنا !!! میگه : با شماره دانشجویی ؟
میگم : پ ن پ با شماره کفش ، اونایی هم که دمپایی داشتن رو هم مردود کرده !

فرستنده : telesm

اومدم در قابلمو رو بردارم و یه ناخنک بزنم که یهو دستمو کشیدم ! بابام که داره قهقهه میزنه میگه داغ بود ؟؟؟؟؟
با عصبانیت گفتم پـَـــ نــه پـَـــ اتصالی کرده بود برق گرفت !!!

فرستنده : telesm

کامپیوتر داشت کار میکرد که یِیهو دود سیاهی از پشتش زد بیرون !
میگه : کامیپوترت سوخت ؟
گفتم پـَـــ نــه پـَـــ یه برنامه مونده بود سر دلش ، آروغ زدرفلاکس شد !

فرستنده : telesm

روباهه می ره طرف مرغه
مرغه میگه :میخوای منو بخوری
روباه میگه :پـــ نــ پـــ اومدم اجازه بگیرم با خانواده بیام خدمتتون

فرستنده : ZAHRA

اردک مادر:
یعنی تو جوجه اردکی؟
جوجه اردک زشت:
پ ن پ حاصل ازدواج فامیلی دوتا غازم.

فرستنده : 09148xxx853 - آسو

دو تا کلاغ با هم دعوا میکردن اولی میگه قاااااااااار
دومی میگه قااااااااااار؟اولی میگه پَــ نَــ پَــ قااااااااااار

فرستنده : با حال!!

رفتم سوپر مارکت تخم مرغ بخرم، فروشنده میگه: میبری؟
پ ن پ همینجا میخورم!!

فرستنده : Saeid Se7eN

با ماشین تصادف کردم بردمش صافکاری . یارو میگه میخوای صاف و صوفش کنم؟
میگم پَـــ نه پَـــ آوردم برام گل بزنیش. امشب عروسیمه

فرستنده : پارسا 99

عکس برادرزادهامو نشون دوستم دادم با مامانشون ..برگشته میگه ااِاا داداشت زنم داره؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ اینارو تو قرعه کشی بانک برنده شده ...

فرستنده : پارسا 99

تو جاده بنزین تمام کردیم وایسادیم کنار جاده 4 لیتری تکون میدیم ! طرف اومده میگه بنزین تمام کردین ؟
میگیم:پـَـَـ نــه پـَـَـــ میگیم هورا ! ما هم از این دبـــّه ها داریم !!!

فرستنده : پارسا 99

رفیقم تو دستشویی بود منم داشتم میترکیدم به خودم می پیچیدم
اومده بیرون میگه دستشویی داری
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم میرقصیدم که اومدی بیرون روحیت عوض شه

فرستنده : پارسا 99

رفتیم باغ وحش دم قفس میمونا یاروو امده دستش موزه.. میمونه داره خودشو داغون می کنه اقاهه میگه بخاطر موزها اینجوری میکنه؟پَـــ نـ پَـــ بخاطر قیافه تو فکر کرده داداش گمشدشی

فرستنده : پارسا 99

به مادرم میگم دارم میرم تا عابر بانک سر کوچه، میگه میخوایی بری پول بگیری؟ میگم پـَـَــــ نَ پـَـَــــ دلم گرفته میخوام برم باهاش درد دل کنم

فرستنده : پارسا 99

دارم از دل درد به خودم میپیچم، رفیقم میگه: دلت درد میکنه؟
میگم: پ ن پ... باد شکم دارم میخام بزور نگهش دارم وضوم باطل نشه!!!

فرستنده : علیرضا

دراز کشیده بودم لب استخر ... دوستم میگه آفتاب می گیری؟
پَ نه پَ با خورشید مسابقه گذاشتیم، هر کی دیرتر بخنده برندس !

فرستنده : alrgame

پـَـ نـَـ پـَـ


هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم ...
آمپولارو دادم به پرستاره ...میگه آمپول بزنم؟
پَ نه پَ توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم!

فرستنده : alrgame

دوستم اس ام اس داده میگه برام نحوه نصب ویندوز و پیکربندشو میفرستی (با اس ام اس)!!! دِ نـَـه دِ حتما فردا هوس آموزش پی اچ پی در 10 روز میکنی!

فرستنده : samaneh_y

رفتم داروخونه به یارو میگم شامپو ویتامینه میخوام! طرف با یه قیافه حق به جانب که مثلا خیلی حالیش میشه و من چیزی حالیم نیست ، به یه حالتی غمزه مانند میگه شامپو واسه موهات دیگه؟ دِ نـَـه دِ شامپو ویتامینه واسه فرش میخوام که گل هاش سریع رشد کنن.

فرستنده : samaneh_y

ژاپنی ها میگن : ما میتونیم ، مگر اینکه بلایی نازل بشه ! “دِ نـَـه دِ”……….. درستش اینکه بگی : ما نمی تونیم ! مگر اینکه فرجی بشه !!!

فرستنده : samaneh_y

یکی از این سوسک کوچیکا از جلو پام رد شده یه دستمال از جیبم درآوردم… دوستم میگه می خوای بکشیش؟
پ ن پ آبریزش بینی داره می خوام نریزه رو قالی.

فرستنده : samaneh_y

لباس خریدم. کارت عابرمو گذاشتم رو میز میگم ۲۰۱۵٫ میگه رمز کارتته؟
میگم پ ن پ تلفنمه. دادم مزاحم بشی.

فرستنده : samaneh_y

با دوستم رفتیم خرید. برگشتیم دیدیم ماشینش نیست میگه: دزدیدنش میگم پ ن پ خسته شده بود از بس منتظر ما وایساد. اس ام اس داد گفت من میرم خودتون بیاین

فرستنده : samaneh_y


به دخترعموم که ۵ سالشه میگم: دخترا موشن مثه خرگوشن میگه پ ن پ همه مثل شما پسرا گاو گوساله ایم
اصلا یه وضعی شده به خدا!

فرستنده : samaneh_y

یه روز گرگ میره در خونه شنگول منگول میگه اینجا خونه شنگول منگوله؟ شنگول منگول میگن پَــ نَــ پَــ
حدس بزنید بعدش چی شد!هیچی جوک تموم شد

فرستنده : با حال!!

رفتم دارو خونه میگم باند دارید؟میگه باند پانسمان؟پَ نَ پَ باند فرودگاه!میخوام توش فرود بیام

فرستنده : اتوسا

مرد با نامزدش رفته طلافروشی حلقه بخره، فروشنده میگه واسه نامزدی میخواین؟ په نه په سره فیلمبرداری ارباب حلقه ها بودیم، حلقه کم آوردیم، اینه که الان مزاحم شما شدیم.

فرستنده : 09175xxx738 - مهسا

رفتم دم مغازه می پرسم اقا این پنیر سوراخ سوراخه پنیر لیقوانه گفت پ ن پ خط دفاع استقلاله

فرستنده : عاشق

فامیلمون اومده میگه شما دانشجویی ؟ گفتم پَ نَ پَ پشت کنکور مهد کودک گیر کردم !

فرستنده : nice_girl_sara

*تو تاکسی به راننده می*گم آقا نگه دار** **می*گه پیاده می*شی؟** **می*گم بله، پیاده می*شم** **ستاد مبارزه با فتنه پـَـَـ نــه پـَـَــــ* --------------------------------------------------------------------------------

فرستنده : ☻احمدرضا☺

رفتم ساندویچی، میگم آقا یه هات داگ با سس مخصوص بدین. میگه میل می کنید؟ میگم: بله، دستتون درد نکنه (گشت مبارزه با فتنه پـَ نه پـَ ، واحد سیار غذاخوری ها و رستوران ها) …

فرستنده : ☻احمدرضا☺

پـَـ نـَـ پـَـ


رفتـــم بــه کنـــار دلــبرم با شــادی .. گفتـا کـه چـه خوب یاد من افتــادی .. گفتـم صـنما تــو عشق را استـادی ! گفتا پـَـَـ نــه پـَـَــــ تو یاد من میدادی ! گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ و درد زهـــر مــاری

فرستنده : ☻احمدرضا☺

به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!

فرستنده : ☻احمدرضا☺

رفتم دندونپزشکی به دکتره میگم آقای دکتر این دندون عقلم کج دراومده ... اومدم حسابشوبرسی! دکتره میگه یعنی میگی بکشمش؟! پَ نه پَ گفتم دکتری ... یکم نصیحتش کنی بلکه به راه راست هدایت شه

فرستنده : ☻احمدرضا☺


با کلی عشق و علاقه به یه بنده خدا گفتم I love you ... میگه با منی منم گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــ با پی ام سی ام
 

فرستنده : koko

رفتم واسه استخدام. یارو میگه اومدی واسه استخدام؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم کی استخدام می شه ازش شیرینی بگیرم!
 

فرستنده : koko

 مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بعد به من میگه داشتی میدیدی؟؟؟!!!
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم گرمش میکردم تا شما بیای ببینی!!!

فرستنده : koko

ماشینه تا شیشه جمع شده ، یه نفر اون بغل افتاده پارچه سفید روش کشیدن ، یارو داره رد میشه میگه مرده ؟
گفتم پَ نَ پَ تصادف خستش کرده خوابیده !

فرستنده : telesm

طبقه بالایی داره توی خونه گل کوچیک بازی میکنه ، رفتم درشونوزدم میگه صدای ما اذیتتون میکنه ؟
گفتم پـَـــ نــه پـَـــ اومدم بگم مواظب باشید بازیکن دو اخطاره توی زمین نفرستید که بعدا گندش دربیاد !

فرستنده : telesm

بابام زنگ زده میگه سند خونه رو بردار بیار !
بدو بدو دارم میرم پایین ، همسایمون دیده میگه این سند خونتونه؟
گفتم پـَـــ نــه پـَـــ دفتر مشق بابامه یادش رفته ببره مدرسه ، خانم معلمشون دعواش کرده !

فرستنده : telesm

بهش میگم پاتو توی کفش من نکن !
میگه یعنی دخالت نکنم؟
گفتم پـَـــ نــه پـَـــ بیا دستتو بکن تو دماغم !

فرستنده : telesm

به استاد میگم استااااااااااد بفرمیو !
میگه یعنی شروع کنم ؟
گفتم پـَـــ نــه پـَـــ بگیو !

فرستنده : telesm

رفتم مغازه گفتم سیم ظرفشویی دارین؟
گفت بله!
برای شستن ظرف میخواى؟
گفتم اولا به تو چه ؟ دوما پـَـــ نــه پـَـــ میخوام شیشه عینکمو تمیز کنم!

فرستنده : telesm

تو گرمای 50 درجه خوزستان رفتم سوپری به طرف میگم بیزحمت 1 بطری آب خنک محبت کنید
بهم میگه معدنی باشه و خنک؟؟؟
گفتم پ ن پ نکتار جلبک و کپک باشه و جهنمی

فرستنده : مرگ عاشق

دارم تو کوچه راه میرم یه خانمه با ماشین رفت تو چاله آب پاشید همه صورتم و لباسام خیس شد، وایساده میگه وای خیس شدید ؟ پـَـ نـَـ پـَـ دیدم یه خانم محترمی مثل شما رانندگی یاد گرفته…اینا اشک شوقه

فرستنده : soudi

رفتم صندلی بخرم واسه کامپیوتر، یارو گفت: راحت باشه؟ پــــ نه پــــ خار داشته باشه...

فرستنده : soudi




123456

javahermarket