Jokestoon
X
تبلیغات
رایتل

Jokestoon


پـَـ نـَـ پـَـ


با دوستم رفته بودم بیرون یهو یه گاری دیدیم
میگه اا رضا این گاریه؟؟
میگم پ ن پ این الاغه ولی مثل مایکل جکسون جراحی زیبایی و پوست انجام داده الان اینجوری شده

فرستنده : ⓡⓔⓩⓐ™

با دوستم تو مدرسه بودیم یهو دیدیم مدیر داره میره
دوستم میگه این داره میره؟
میگم پ ن پ داره میاد ولی چون با سرعت نور میاد فک میکنی داره میره

فرستنده : ⓡⓔⓩⓐ™

خونه یه بنده خدایی آتیش گرفته همه واستادن دارن میبینن منم اونجام یه یارو میاد میپرسه ااااا اینجا آتیش گرفته؟؟
گفتم پ ن پ دارن فیلم حضرت ابراهیمو ضبط میکنن الان ببین آتیش تبدیل میشه به گل

فرستنده : ⓡⓔⓩⓐ™

با دوستم رفته بودم یکی از غارهای ایران... یه خفاشه چسبیده بود به سقف... دوستم میبینتش بهم میگه این خفاشه؟ گفتم پ ن پ بت منه! اجاره خونش زیاد شده اومده تو غار!!!

فرستنده : black.cat

با پسر خالم رفتم از مغازه عسل فروشی عسل بگیرم یارو مغازه داره میگه شما عسل میخواین؟
میگم پ ن پ ما دوتا زنبوریم اومدیم برا استخدام!!!!

فرستنده : smj13

یه توپ دارم قلقلیه… پـَـ نه پَــ، می خواستی مکعب مستطیل باشه!
سرخ و سفید و آبیه… پـَـ نه پَــ، زیتونی و نقره ای و سبز یشمیه!
می زنم زمین هوا می ره… پـَـ نه پَــ، زمینو سوراخ می کنه می ره تو زیر زمین، بقله دبه ترشیا!
نمی دونی تا کجا می ره… پـَـ نه پَــ، بنده خط کشم، می دونم دقیقا کجا می ره!
من این توپو نداشتم… پـَـ نه پَــ، داشتی! الان اسکلی داری خاطره تعریف می کنی!
مشقامو خوب نوشتم. بابام بهم عیدی داد… پـَـ نه پَــ، می خواستی دم عیدی بخوابونه تو دهنت!
یه توپ قلقلی داد… پـَـ نه پَــ، تو این گرونی می خوای سویچ لکسوز بهت بده!

فرستنده : amasa23

تو صف نانوایی بودم یارو اومده میگه آقا اینجا صف نانوایی؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ داریم قطار بازی میکنیم هوهو چی چی !

فرستنده : amasa23

به دوستم میگم خودکارو بده میگه چیزی میخوای بنویسی؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ یه زیر شلواری براش گرفتم میخوام ببینم اندازشه یا نه

فرستنده : amasa23

تو بانک نوبتم شد،رفتم جلو باجه7 خانومه تقریبأ دیگه میشناسه آنقد رفتم بانک...
میگه: لطفأ شمارتونو بدین؟
گفتم شماره نوبتمو؟
میگه: پ ن پ! شماره موبایلتو! فقط بگما من تک میزنم تو زنگ بزن!
شماره نوبتمو بهش دادم، یه چک بهش دادم که نقدش کنه؟
میگه: میخوای نقدش کنی؟
گفتم: پ ن پ! اینو دادم واسه اینکه تو شارژ بخری زنگ بزنی....!!!

فرستنده : amasa23

یکی سر چهار راه محلمون خفتم کرده داره جیبم رو میگرده ،رفیقم رد شده میگه خفتت کردن ؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ پولم رو یادم نمی یاد کجا گذاشتم داره کمکم می کنه پیداش کنم

فرستنده : amasa23

ساعتای 2 نصف شب بود یهو دیدم گوشیم زنگ میخوره
با صدای خواب آلود میگم:بعله
میگه:ببخشید خواب بودین؟
میگم:پــَ نـــَ پـــــ منتظر بودیم شما زنگ بزنین
ملتم کم پر رو نیستن ها

فرستنده : SEPEHR 007

میرم در سوپری میگم یه نوشابه شیشه ای لطفا. میگه میخوری؟میگم پ ن پ من بازیگر سینمام میخوام باهاش عکس بگیرم تبلیغ شه واسه پپسی!!

فرستنده : ImanPuls

رفته بودیم کوه با دوستام. تویه مسیر یه ایست بازرسی مارو نگه داشت. رفتم گفتم چی شده؟
گفت:گواهینامه. رفتم آوردم .داره کارتمو نگا میکنه گفت:مال خودته؟
گفتم پ ن پ مال پدربزرگته ازش دزدیدم!!!!!!!!

فرستنده : sh.adidas

دختره سوار ماشین میشه که امتحان رانندگی بده,تا استارت میزنه ماشین 2 متر میپره بالا.
سرکار:پیاده شو خانوم
خانوم:یعنی رد شدم؟؟
سرکار: پ ن پ پیاده شو دوتا بزن پشت ماشین سک سکش بند بیاد.

فرستنده : joker

با دوستم رفتیم باغ وحش،جلوی قفسِ شیر وایسادیم.
دوستم میگه:شیرهِ؟
میگم:پَــــ نَ پَــــ… گربه اس باباش مرده ریش گذاشته!!

فرستنده : amasa23

پـَـ نـَـ پـَـ


از دانشگاه برگشتم خونه مادرم میگه ااا اومدی
گفتم:پ ن پ سر کلاسم هنوز اینم روحمه اومده جزوه مو برام بیاره

فرستنده : ramin s.h

تنها تو تاکسی نشستم به راننده کرایه میدم میگه: ببخشید یه نفرید . میگم پ ن پ خورزورخان هم هستند .

فرستنده : قیرخبلاغ

مامان اینا رفتن بیرون منم گفتم نمیام میخوام درس بخونم یه ساعت دیگه مامانم زنگ زده ما تو رستورانیم میخوای برای توام غذا بگیریم؟گفتم په نه په من باکتری هوازی ام غذای ادما هم باهام سازگاری نداره!
برگشته با عصبانیت میگه پس هواتو بخور تا بیام تکلیفتو روشن کنم...
ای لعنت به دهنی که بی موقع واشه!
کجا سرمو بکوبم
من):
سازمان حمایت از حقوق کودکان)-x
باکتری هوازی|:

فرستنده : mary.7khat

بچه که بودم تو جمع فامیلی نشسته بودیم دختر داییم داشت صحبت میکرد یه دفعه کنترلشو از دست داد از خجالت داشت میمرد من میخواستم از دلش در بیارم گفتم اشکال نداره بابای منم همیشه تو خونه از اینکارا میکنه/الهی حال پدرمو باید میدید/ به خاطر این فداکاری هم کتک خوردم

فرستنده : مریم

فامیلمون اومده میگه شما دانشجویی ؟ گفتم پـ نـ پـ پشت کنکور مهد کودک گیر کردم !

فرستنده : امدادگرجوان

رفتم واسه کنکور !!!
عجله داشتم کارت ملیمو یادم رفت .
مسول جلسه اومده میگه آومدی کنکور بدی میگم پ ن پ آومدم کیک و ساندیس بخورم برگردم خونه

فرستنده : Lovely*Boy

در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ درو باز کردم هوای کوچه عوض شه|

فرستنده : zhinOoOs

ماشینم بنزین تموم کرد وسط جاده, واستادم دم جاده یکی ۲ لیتر بنزین از ماشینش بهم بده که فقط خودمو برسونم به یه پمپ بنزینی, یکی زد بقل گفت آقا بنزین برای ماشینت می خوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام باهاش خودمو آتیش بزنم

فرستنده : zhinOoOs

رفتیم املاکی دنبال خونه دانشجویی یارو برگشته میگه خونه میخواین‏?
میگم پ نه پ اومدیم یه فروند توپولوف رو متر کنیم؛
میگه بامزه دانشجویی باشه‏?‏
میگم پ نه پ، ما از پادشاهان دوران صفویانیم یه کاخ ردیف کن
میگه حالت خوبه تو؟
میگم پ نه پ یه علائمی مبنی بر وجود موجودی به نام پ نه پ تو وجودم هست.
گفتم بیخیال ،خونه دارین یا نه؟
گفت پ نه پ ما فقط تو کار رشد و پرورش درخت هندونه ایم.
اینجا بود که فهمیدم پ نه پ ازم سرایت کرد بهش. شما هم میتوانید...
 

فرستنده : (-) 0 3 ! (\)

شونصد بار زنگ زدم دوستم برنمیداشت کار واجب داشتم . ورداشته اس داده : " کارم داری زنگ میزنی ؟"
پ نه پ از اهنگ پیشواز مسخره تو خوشم اومده زنگ میزنم گوش کنم باهاش سرم تکون میدم تازه :-|

فرستنده : MR.X

از وقتی اولین پـ نـ پـ را خوندم،واسم عقده شده یه بار بتونم ازشون استفاده کنم،ینی ملت دیگه هوشیار شدنا...
سوال الکی کلا تعطیل شده:|

فرستنده : Abiii

کتابم جلوم بازه دارم تمرین مینویسم، مامانم اومده میگه داری درس میخونی؟ په نه په دارم صفحه های کتابه رو میشمارم بهم ننداخته باشن.

فرستنده : والا بخدا

رفتم تو بورس سهامم که سقوط کرده رو بفروشم به کارگزار میگم بفروشش سقوط کرده
میگه سهمتو میگی؟
میگم پ ن پ توپولوف خط یاقوزآباد_چلقوزآباد

فرستنده : smj13

ماشین بهم زده گوووپس افتادم روی زمین دارم از درد ب خودم میپیچم!راننده پیاده میشه میگه چیزیت شده داری ناله میزنی؟میگم پ ن پ افتادم رو زمین از داور پنالتی بگیرم...‏!‏
راننده میگه نمکدون منظورم اینه ک اگه چیزیت شده زنگ بزنم آمبولانس بیاد! گفتم پ ن پ زنگ بزن برنامه عادل اینا بپرس صحنه پنالتی بوده یا نه؟!!

فرستنده : N3.ice

رفتم نانوایی خلوت بود شاطر میپرسه نون میخوایی میگم:پ ن پ من موش انبارتم اومدم خودمو تسلیم کنم

فرستنده : tito

پـَـ نـَـ پـَـ


با حامد دوستم داریم تو کارخونه کار میکنیم.
بهش میگم برو دستگاه و خاموش کن.
میگه همون که روشنه؟؟؟!!!
میگم پ نه پ...اونی که تو حیاط داره میرقصه...برو بهش شاباش بده.....والااا

فرستنده : محمد بیاتی

رفتیم دریا یه بنده خدایی شنا بلدنبود داشت غرق میشدو دست وپا میزد.بابام بدوبدو ازچادر اومده بیرون میگه چیه داره غرق میشه؟؟؟
گفتم پ ن پ داره دلقک بازی در میاره مارو بخندونه!!!

فرستنده : winter_boy

 ﻧﺸﺴﺘﻢ ﺑﺎﻻ‌ﯼ ﺍﺳﮑﻠﺖ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﺩﺍﺭﻡ ﺟﻮﺷﮑﺎﺭﯼ ﻣﯿﮑﻨﻢ
 ﯾﺎﺭﻭ ﺍﺯ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﺍﻗﺎ ﺷﻤﺎ ﺟﻮﺷﮑﺎﺭﯾﻦ ؟
ﻣﯿﮕﻢ : ﭖ ﻥ ﭖ !!! ﻣﻦ ﮐﻼ‌ﻏﻢ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﺪﺍﺭﯼ ؟ ﻗﺎﺭ ﻗﺎﺭ !!!!!

فرستنده : άιΐ♥ßάήĞΐ

صاحب کارم زنک زده میگه مغازه ای؟میگم :پ ن پ نزدیک سانفرانسیسکو هستم

فرستنده : tito

به غضنفر میگن با پلنگ جمله بساز میگه : تو فوتبال خورده بودم زمین ، میلنگیدم راه میرفتم ، دوستم منو دیده میگه چیزی شده میلنگی ؟ میگم : پـَ نه پـَـ لنگ میزنم که یاد تیمور لنگ رو زنده نگه دارم

فرستنده : mehrshad

دارم واسه دختر خالم تعریف میکنم میگم:
دیشب داشت یه راز بقا نشون میداد شیره حمله کرد به یه گله آهو یکی شونو گرفت!
میگه: بقیه چی؟ فرار کردن؟
پـَ نه پـَ موبایلاشونو درآوردن فیلم گرفتن از صحنه واسه بقیه حیوونای جنگل بلوتوث کنن

فرستنده : My heart broken*alone

پیرمرده سوار اتوبوس شده، پا شدم از جام!
میگه بشینم یعنی؟ پـَـــ نــه پـَـــ پا شدم با هم قدم بزنیم!!!!!

فرستنده : My heart broken*alone

بابام با عجله اومده تو اتاق میگه : (( باز داری پـَ نـَ پـَ میخونی ؟؟؟ میگم پـَ... یه دفعه یه سیلی محکم میزنه در گوشم . میگم :(( میخواستم بگم پَنیر نداریم بابا بگیر . ))
بابام :ا
من :(ا)
سازمان حمایت از حقوق جوانان :)))

فرستنده : رضا صادقی

به چراغ قرمز رسیدم زدم رو ترمز یهو یکی از پشت زده بهم پیاده شدم ببینم چی شده؟ میگم زدی ؟؟ میگه پ ن پ ماشینامون آشنا دراومدن دارن رو بوسی میکنن!!! میگم د ن د الان ک افسر بیاد هزینه ی این روبوسیو عقدو عروسیو باید یجا حساب

فرستنده : مجید تک

با گل رفتم بیمارستان، نگهبان میگه گل برای مریضتون آوردین، گفتم پ نه پ اومدم خواستگاری تو با این سیبیلات...

فرستنده : 09393xxx862 _مهدى

تو صف عابر بانک سه ساعته وایسادم.یارو اومده میگه آقا
شما هم پول میخواید.من بهش گفتم:پ نه پ دو روز پیش
یه پول دستی ازعابر بانک گرفتم اومدم بهش پس بدم

فرستنده : حسام

با داداش کوچیکم تو خیابون دارم راه میرم دوستم منو دیده میگه:به داداشته.من:پ نه پ بابامه خودشو فریز کرده یکم حال کنیم

فرستنده : حسام

دوستم رفته خواستگاری
دختره ازش پرسیده واسه تشکیل خونواده میخوای زن بگیری ؟
گفته :بله
دختر:خودت خواستی زن بگیری؟
دوستم بله
دختر:من قبول کنم شما خوشحال میشی؟
دوستم :بله
دختر :شرمند من با کسی ک سه بار فرصت پ ن پ رو از دست بده ازدواج نمیکنم

فرستنده : صالح

مامانم زنگ آیفونو زده باز کردم . مادربزرگم میگه رضا مامانت رو دیدی در رو باز کردی ؟؟؟ میگم : پـَ نـَ پـَ دستش رو از زیر در نشون داد من هم درو باز کردم !!

فرستنده : رضا صادقی

تو مغازم بودم سرم با اینترنت گرم بود.یه آقایی اومد گفت :یه عینک میخوام که به صورتم بیاد.طبق عادت همیشگی گفتم واسه خودتون میخواین!؟یارو خیلی مرد بود نگفت پ ن پ واسه گربه نره میخوام.گفت بله واسه خودم میخوام.

فرستنده : winter_boy

پـَـ نـَـ پـَـ


رفتم کتابخونه گفتم ببخشید از سعدی چی دارین ؟
میگه کتابشو میخوای ؟
گفتم پ ن پ انگشتری لباسی  اگه موندی بده بخرم

فرستنده : صالح

خاور اومده داریم اثاث خونه رو بار میزنیم ، میگه دارید از این محل میرید ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ داریم اثاث میبریم پارک خاله بازی کنیم !

فرستنده : 09351xxx166

بابام از اداره زنگ زده خونه بعد کلی احوال پرسی میگه محمد خودتی ؟
میگم: پَ نه پَ به سیستم تلفنباک بانک تجارت خوش آمدید برای پرداخت قبوض شماره ? ، برای اطلاع از موجودی
حساب شماره ? و …
گفت زهر مار و قطع کرد !
دیدم ظهر عصبانی اومد توی اتاق . منم پای پَ نه پَ بودم !
گفت اگه یه بار دیگه بگی پَ نه پَ ، دیگه تو این خونه نمیخوابی !
گفتم یعنی بیرونم میکنی بابا ؟
گفت پَ نه پَ خونه رو عوض میکنم بزغاله

فرستنده : mehrshad

رفتم فست فود گارسون دختر اومده میگه غذا میل دارین ؟!
میگم پـَـــ نــه پـَـــ بشین ۲ دقیقه اومدم خودتو ببینم همش تو اشپزخونه ای!!!

فرستنده : zahra

آب خونه قطع شده بود. بعد که وصل شد یه آب زرد از شیر میومد. می پرسه زنگ لوله هاست؟
پــــَ نه پــــــَ سازمان آب واسه عذرخواهی اولش آب پرتقال می فرسته..!

فرستنده : zahra

حیف نون میره دارو خونه میگه باند میخوام
میگن باند زخم
میگه پ ن پ باند فرودگاه دارم فرود میام

فرستنده : r e z a

مامانم چندتا تار مو سفید بین موهام دیده میگه ای وای موهات سفید شده!؟؟ پ ن پ چندتاشون شکسته بودن گچ گرفتمشون!!!

فرستنده : ali♡jahrom

به بابام میگم موجودی حسابت چقدره؟ میگه چیه بازم پول میخوای ؟ پ ن پ میخوام ببینم چقدر دیگه با بیل گیتس فاصله داریم!!!

فرستنده : ali♡jahrom

مامانم پشت ایفون : می خوای بیای تو؟
من : بله مامان
(طرح مبارزه با پ ن پ گروه فرزندان صالح)

فرستنده : zeez

با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش. دکتر میگه: میخوای بینیتو کوچیک کنی؟ پـَـــ نــه پـَـــ اومدیم بکوبیمش ۳طبقه بسازی

فرستنده : tp

رفیقم اسم خانومم رو توی شناسنامه دیده. میگه: زنته؟
میگم: پ ن پ دختر همسایمونه اسمش تو شناسنامه باباش
جا نشده اینجا زدن گم نشه!

فرستنده : My heart broken*alone

این په نه په هم موعضلی شده تو خونه ما،کلا همه از دم،هرچی ازش بپرسی میخواد با په نه په جواب بده،پیر و جوون هم نداره!
بابام میخواست بگه په نه په،میگه نه په نه!
داییم که میگه نه په په!!:))
ینی چه کرده این موج په نه په:|

فرستنده : Abiii

بگذار قلم را به غزل بسپارم ،
شاید گره ای باز شود از کارم ،
پرسید مگر تو هم غزل میگویی؟؟؟
گفتم پـــ نـــ پـــ فقط رباعی دارم....

فرستنده : NaV!dReZa

به منشی شرکتمون میگم برو تو پروگرام فایل
میگه کامپیوترو روشن کنم ؟ :|
گفتم پـــ نه پـــ , چند تا سوراخ پشت کیس گذاشتن
از اونجا سعی کن وارد بشی :D

فرستنده : Danger.Man

امروز رفتم ارایشگاه یارو میگه اومدی موهاتو کوتاه کنی
منم گفتو پ ن پ اومده قیچیتو قرض بگیرم واسه جلد کتابام

فرستنده : سروش 16

پـَـ نـَـ پـَـ


رفتم پیژامه از کمد برداشتم پوشیدم
بابام میگه از تو کمد برداشتی؟
گفتم پَـــ نَ‌‌ پَـــ گذاشته بودم تو یخچال تابستونیه پیژامه تگری بپوشم خنک شم

فرستنده : شوالیه مش ماشاالله

اومدم در
یخچالو باز میکنم دنبال غذا مامانم میگه گشنته؟
پَـــ نَ پَــــ اومدم ببینم کی هی چراغ این تو رو خاموش روشن می کنه!

فرستنده : شوالیه مش ماشاالله

ماشینو روشن کردم راه افتادم میگه درب خودرو باز است میگم توام که فقط همینو بلدی میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوای بیام واست ببندمش

فرستنده : masoud_1832

ب بابا گفتم میخام کفش بخرم
گفت حتما پول میخای
جرأت نکردم بگم پ ن ب
گفتم آره باباجون
اونم گفت پولم کجا بود بچه
مگه من رو گنج نشستم
و بدین سان حسرت گفتن پ ن پ رو دلم موند!!!

فرستنده : yahya az pa dena

با ماشین افتادیم ته دره یارو میگه زنگ بزنم آمبولانس بیاد؟میگم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه مشکل درون خانوادست خودمون حلش می کنیم

فرستنده : peyman

مزن برسر ناتوان دست زور...پ ن پ!بزن سنگ برسرش از راه دور!

فرستنده : peyman

رفتیم یکی از امام زاده های اطراف شهرمون.
تو امامزاره آش میدادن ما هم گرفتیم جاتون خالی خوردیمو.من رفتم زرفاشو بشورم.داشتم میشستم یهو یکی با یه قابلمه تو دستش اومد کنارم وایساد.
گفت:آب میاد؟
من :-| سرم داشت سوت میکشید.
سنش بالا بود نگفتم پ ن پ. .گفتم خوب داره میاد دیگه.
حالا از اون روز این سوال تو زهنمه که چی شد که اون سوال رو پرسید!!!

فرستنده : محمد

رفتم خونه دیدم ماهی از تنگ افتاده بیرون،داداشم میگه یعنی مرده؟
میگم :پـَـَـ نَ پـَـَـــ، دوگانه سوزش کردم وقتی آب نیست با هوا کار میکنه!!

فرستنده : peyman

دارن گوسفندرو قربونی میکنن ... یه آفتابه آوردن که بش آب بدن ...
اومده میگه میخوان با آفتابه بش آب بدن؟!
میگم :پـَـَـ نَ پـَـَـــ، آفتابه آوردن ببرنش دستشویی استرسش از بین بره ...

فرستنده : peyman

 رفتم ساعت سازی به یارو می گم ساعتم کار نمی کنه، میپرسه یعنی درستش کنم؟
پـــ نه پـــ باهاش صحبت کن سر عقل بیاد بره سر کار!!!

فرستنده : عارفه

با موتور رفتم خونه دایی ام. موتورو گذاشتم بیرون با کلاه کاسکت رفتم تو. دائیم گفت با موتور اومدی؟ گفتم پ ن پ با اف 14 اومدم!

فرستنده : ata_2

رفتم داروخانه. پیرمرده دفترچه بیمه رو داده به مسئول داروخانه. بعد از چند دقیقه مسئول داروخانه داروهاش رو آورده پیرمرده گفت پدرجان می بری؟ پیرمرده گفت پ ن پ همین جا می خورم! بی زحمت یک نوشابه خنک و سالاد هم بیار...

فرستنده : ata_2

با دوستم رفتیم باغ وحش،جلوی قفسِ شیر وایسادیم. دوستم میگه:شیرِ؟
میگم:پَــــ نَ پَــــ… گربه اس باباش مرده ریش گذاشته!!!!

فرستنده : ata_2

اومده تو اتاق ،قابِ عکسِ رو دیوار و دیده میگه : وای داداشتــــــــــــه؟؟؟
میگم: آره
میگه : عکسشـــــــــــــه؟؟؟
میگم پـــَــ نَ پـــَـــ خودشه ، گذاشتمش رو دیوار با دمپایی کوبیدم رو صورتش،چسبیده به دیوار!!!

فرستنده : ata_2

میخواستیم گوسفند قربانی کنیم...
سرگوسفندا بریدیم زدیم سر دار،پوستشم کندیم؛بابام اومده میگه:ا...گردنشا زدید؟؟؟
گفتم: په نه په،به خاطر همکاری با ما،به سه سال حبس تعزیری محکوم شد،سرشا نزدیم!!!

فرستنده : Abiii

 


پـَـ نـَـ پـَـ


رفتیم چین گارسون دو تا چوب آورده.
دوستم میگه :یعنی باید با اینا غذا بخورم؟
گارسونه برگشت گفت : چه نه چه،چینگ چانگ چاچانگ چیونگ چانگ چوشولانگ بیگ دانگ!
من :|
دوستم :O

فرستنده : king hamid

به داداشم میگم مگس رو تلویزیون نشسته.میگه:بکشمش؟
پـَـــ نــه پـَـــ بهش بگو بیاد عقب وگرنه چشماش ضعیف میشه

فرستنده : M.S.H

تو صف نونوایی وایسادی یه یهرو از راه میرسه میگه ببخشین شمام تو صفین؟؟؟؟؟؟؟
پ ن پ وایسادم اینجا دارم نقش زنبیلو بازی میکنم منتظرم صاحابم بیاد

فرستنده : محسن جون

داشتیم با بابام فیلم میدیدیم...فیلمش گریه دار بود ما هم افتادیم گریه...مامانم اومده میگه:آخی...فیلمش گریه دار بود؟؟؟؟؟..میگم پ ن پ خنده دار بود...خواستیم کارگردانو ضایع کنیم...

فرستنده : Amirmicrob

فیروز کریمی بعد از تساوی در آخرین لحظه مقابل نفت با گزارشگر تلویزیونی چنین حرف زد:
مصاحبه کننده: شما دقیقه ۹۳ بازی رو به تساوی کشوندین، آیا این اتفاق حاصل خوش شانسی نبود؟
فیروز کریمی: پَ نه پَ حاصل برنامه ریزی تاکتیکی بود!

فرستنده : Abiii

دوازده شب رسیدم دم خونه کلید نداشتم به داداشم زنگ زدم میگم یواش درو باز کن بقیه بیدار نشن .میگه در خونه رو؟ پـَـــ نــه پـَـــ در یخچالو!!! سر شب گرمم بود رفتم پشت تخم مرغها!!!

فرستنده : ali♡jahrom

دوستم میگه من هر روز باید این همه راهو بیام تا برسم به دانشگاه ؟!!!میگم : نه پس !! همون دم در خونتون یه شرتکات از دانشگاه باز کن ، یهو بیا توش !!!

فرستنده : ali♡jahrom

ماشینو روشن کردم راه افتادم میگه درب خودرو باز است میگم توام که فقط همینو بلدی میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوای بیام واست ببندمش

فرستنده : ali♡jahrom

رفتم دم مغازه یارو میگه چیزی میخواستید گفتم پ ن پ اومده بودم حالتونا بپرسم

فرستنده : مرتضی

شب خسته ازسرکارمیرم خونه زنگ میزنم؛مامان:کیه؟میگم مامان بازکن'مامان:سجادتوایی؟میگم پ ن پ ازطرف ایرانسل پژو207واستون آوردم!

فرستنده : 09398xxx108

اومدم خونه میبینم هیچکس نیست زنگ زدم داداشم میگم کجایی کی میای ؟میگه خونه دوستمم نگران نباشید یه ساعت دیگه میام میگم اومدنی شام بگیر بیا مامانینا نیستن میگه اهان زنگ زدی بمن که شام بگیرم بیارم؟پ ن پ روز جهانیه براداران نگرانه زنگ زدم ابراز نگرانی کنم

فرستنده : parsa

مهمون اومده خونمون مرغ عشق هامو دیده رو لوستر میگه : مرغ عشقن اینا ؟؟؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ گونه نادری از میمون های بالدارن که فقط در شمال خونه ما رو لوستر زیست میکنن …

فرستنده : ali♡jahrom

 رفتم در خونه همسایمون. به دخترش میگم مامانت خونست؟میگه : آره کارش داری !!! میگم پـَـــ نــه پـَـــ . . . اومدم ازش بپرسم ببینم مرغ همسایه غازه؟؟؟؟

فرستنده : ali♡jahrom

به مامانم میگم یه سیب برام بیار ، میگه واسه اینکه بخوری ؟ پـَـــ نــه پـَـــ میخوام چک کنم ببینم قانون نیوتن هنوز سر جاشه یا نه !!!

فرستنده : ali♡jahrom

باکلی احساس به نامزدم میگم :
وای چقدر دوست دارم…میگه از ته دل میگی؟
پ ن پ از سر پیچ لوزالمعده میگم!!!

فرستنده : ata_2

پـَـ نـَـ پـَـ


یارو کچله میره آرایشگاه ، مردم بهش نگاه میکنن میپرسن :(( حتما اومدی آب بخوری؟)) کچله میگه :(( پَ نَ پَ اومدم ساندویچ بخورم ))

فرستنده : رضا صادقی

یارو با 130 تا سرعت زده به یه عابر پیاده ، عابره پرت شده 70 متر اونطرفتر افتاده زمین هیچ تکونیم نمیخوره.دوستم میگه یعنی مرده؟میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ داره تمارض میکنه پنالتی بگیره

فرستنده : ali♡jahrom

میخواستم نمره هامو توسایت گلستان ببینم امااینترنتم قطع بود به دوستم گفتم میتونی بری توسایت؟میگه واسه نمره؟پ ن پ نوبت من بوده گلای سایتو آبیاری کنم اما نمیرسم خواستم توجام بری

فرستنده : ستاره

رفتم آلبالو بخرم ... یارو میگه بریزم تو پلاستیک؟پَ نه پَ همینجوری دونه ایی بده بندازم دور گوشم خوشگل شم !!!

فرستنده : ali♡jahrom

بردم داداشمو رسوندم کلاس، برگشتم…مامانم میگه: رسوندیش؟میگم: پ ن پ! انداختمش تو چاه اینم پیرهنشه

فرستنده : ali♡jahrom

مامانم سفره پهن کرده بود ,بهش گفتم میخوای شام بیاری؟گفت: پـَــــــــ نَ پَـــــــــ میخوام گلای سفره رو اب بدم

فرستنده : ali♡jahrom

رفتم داروخونه به یارو میگم شامپو ویتامینه میخوام! طرف با یه قیافه حق به جانب که مثلا خیلی حالیش میشه و من چیزی حالیم نیست ، به یه حالتی غمزه مانند میگه شامپو واسه موهات دیگه؟ پَ نَ پَ شامپو ویتامینه واسه فرش میخوام که گل هاش سریع رشد کنن.

فرستنده : mahi

بابام یه دفترچه راهنما داره مطالعه میکنه میگم :(( ا بابا دفترچه گازه ؟؟ )) میگه پَ نَ پَ دفترچه راهنمای تویه ! دارم دنبال چگونگی بازگردانی به تنظیمات کارخانه میگردم میخوام آدمت کنم !

فرستنده : رضا صادقی

امروز بعد از سال ها
روزه گرفتم
ب مامانم گفتم امروز روزه گرفتم
گفت نمازتم میخونی
گفتم پ ن پ
نیس با خدا حساب دفتری دارم
امروز روزه میگیرم
نماز میمونه برا چن روز دیگه تا دستو بالم باز شه:)

فرستنده : yahya az pa dena

رفیقم میگه وای یعنی این امتحانو میدیمو میریم که میریم . . .
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ وامیستیم، یه آبو جارو هم میکنیم کف سالن رو، گناه دارن!!

فرستنده : mojdeh67

یارو با موتور زده بهم، خوردم زمین سرم شکسته داره خون میاد اومده میگه سرت داره خون میاد؟
پَ نه پَ من خود نویسم جوهرم پس دادم

فرستنده : mojdeh67

یه روز با جعبه خیلی بزرگ رفتم اداره پُست ، جعبه رو گذاشتم رو ترازو کارمنده اومده میگه می خوای پُست کنُی ؟!
گفتم : پَ نه پَ اومدم وزنش کنم ببینم اگه اضافه وزن داره شبها بهش شام ندم !

فرستنده : mojdeh67

یه مگس سقوط کرده تو آبگوشتم ، مامانم میگه عوضش کنم برات ؟
میگم پَ نه پَ من همینو میخورم برو یکی تازه شو واسه مگسه بیار !!

فرستنده : mojdeh67

رفتم مغازه میگم آقا یه شیر بدین
میگه شیر پاکتی ؟
میگم پَ نه پَ بی زحمت یه شیر جنگلی بدین خواهرزادم خیلی شیطونه میخوایم بترسونیمش !!

فرستنده : mojdeh67

رفتم خونه دیدم ماهی از تنگ افتاده بیرون،داداشم میگه یعنی مرده؟
میگم پـَـَـ نَ پـَـَــ دوگانه سوزش کردم وقتی آب نیست با هوا کار میکنه

فرستنده : mojdeh67

پـَـ نـَـ پـَـ


بابام از اداره زنگ زده خونه بعد کلی احوال پرسی میگه معین خودتی؟ میگم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ به سیستم تلفنباک بانک تجارت خوش آمدید برای پرداخت قبوض شماره 1،برای اطلاع از موجودی حساب شماره 2....گفت زهر مار و قطع کرد. دیدم ظهر عصبانی اومد توی اتاق منم پای پـَـَـ نــه پـَـَــــ بودم گفت اگه یه بار دیگه بگی پـَـَـ نــه پـَـَــــ دیگه تو این خونه نمیخوابی....گفتم یعنی بیرونم میکنی بابا؟ گفت پَـــ ن پَــــ خونه رو عوض میکنم بزغاله

فرستنده : mojdeh67

گوشیمو سایلنت کردم، رو میز میلرزه … میگه داره زنگ میخوره ؟!؟!
پَ نه پَ خربزه خورده فکر اینجاشو نکرده !

فرستنده : mojdeh67

بعد از چند ساعت عمل بچم به دنیااومده با کلی ذوق به بابام
نشونش می دم.میگه بچته؟؟؟!! میگم پَــــ نَ پَــــ اینو الان
از اینترنت دانلود کردم نسخه آزمایشیه واسه تست تا اصلش بیاد!!!

فرستنده : mojdeh67

داشتم میرفتم باشگاه وسط راه یادم اومد یه چیزی رو یادم رفته،
برگشتم خونه.در زدم داداشم در رو بازکرده با تعجب میپرسه
قاسم تویی؟!!!نرفتی باشگاه؟
میگم:پَــــ نَ پَــــ قاسم رسید من دیلیوریشم…

فرستنده : mojdeh67

تو این بحران اقتصادی 15هزار تومان دادم گل برا همسرم گل و که بهش میدم با تعجب میگه گله ؟ پ ن پ صبر کن ببینم نظر کمک داور چیه شاید آفساید باشه!!!

فرستنده : ali♡jahrom

رفتم آرایشگاه صاحبش گفت میخوایی مو هاتو کوتاه کنم
منم گفتم پ ن پ فقط اومدم از کولرت استفاده کنم

فرستنده : بهزاد

رفتم پمپ بنزین میخوام بنزین بزنم طرف اومده میگه بنزین میخوای ؟ میگم پ ن پ ترس اول دارم میخواستم خوردش کنم میگه د ن د خیلی پ ن پ بی مزه ای بود برو بنزینتو بزن

فرستنده : رضا صادقی

ناهار رفتم خونه خواهرم .شوهرش جلو من میگه داداشت که باز اینجا پلاسه،ناهار میمونه؟
خواهرم گفت پ ن پ تو با اون خواهرو مادر داغونت بیاین من غذا بپزم.شوهرش ترسید تند گفت بگم غلط کردم.خواهرم گفت پ ن پ یه عذرنامه واسه سازمان ملل بنویس.بعد شوهرشو پرت کرد بیرون.
گفتم دمت گرم آبجی،از من دفاع کردی؟گفت پ ن پ برای دفاع از مجرم مورد نظر وکیلم تا به عقد دائم در بیاورم.داشتم میخندیدم.گفت کوفت گمشو بیرون.
کلا اعصاب نداره

فرستنده : M0hammadjo0on

 رفتم دکتر از منشیه می پرسم دکتر هست؟ میگه بله می خوایید برید پیششون؟ پـــ نه پـــ اومدم ببینم اگه این وقت شب هنوز تو مطبند، تلاش شبانه روزیشون رو سرمشق زندگیم قرار بدم و برم!

فرستنده : ali♡jahrom

باکلی احساس به نامزدم میگم : وای چقدر دوست دارم...میگه از ته دل میگی؟ پ ن پ از سر پیچ لوزالمعده میگم!!!

فرستنده : ali♡jahrom

به دوستم میگم میخام برم استادیوم. میگه میخای بری داربی رو تماشا کنی؟ میگم پ ن پ توپ شون افتاده توی باغممون میرم بهشون بدم!!!

فرستنده : kamyar

به بابام میگم میخام برم استخر. میگه میخای بری شنا کنی؟ میگم پ ن پ میخام برم ببینم دلبازه یا نه!!!

فرستنده : kamyar

رفتم قصابی میگم آقا گوشت دارین؟ میگه واسه خرید میخای؟ میگم پ ن پ 1کیلو گوشت گم کردم میخام ببینم شما برداشتی یا نه!!!

فرستنده : kamyar

تو صف مرغ تعاونی واستادم. یارو اومده میگه ببخشید شما هم اومدید میگه مرغ بخرید؟ میگم پ ن پ دو تا مرغ خریدم آورم واسم قیمت کنن.

فرستنده : kamyar

یارو داره وسط خیابون آب میخوره. بهش میگم روزه نمیگیری؟ میگه پ ن پ میخام ببینم کجا روزه توزیع میکنن برم بگیرم.

فرستنده : kamyar

پـَـ نـَـ پـَـ


قرار بود بریم مسافرت به بیرجند همه فامیل هم می دونستند,وقتی رسیدیم به خواهرم اس ام اس دادم که رسیدیم.
اونم نوشت:به بیرجند رسیدین؟
منم نوشتم: پ ن پ رسیدیم و رسیدیم کاشکی نمی رسیدیم تو راه بودیم خوش بودیم سوار لاک پشت بودیم...

فرستنده : hamid

داداشم داشت زغال میزاشت رو گاز واسه قلیون. بابام میگه بازم میخوای قلیون بزاری؟ داداشم میگه پـَـ نـَـ پـَـ زغالا سردشون شده میزارم رو آتیش گرمشون بشه

فرستنده : ali♡jahrom

 لپ تاپم رو بردم نمایندگیش، می گم ضربه خورده کار نمی کنه، یارو میگه ضربه فیزیکی؟!!پـــ نه پـــ ، یکم بی محلی کردم، ضربه روحـــی خورده

فرستنده : ali♡jahrom

فکر می کردم انگل دارم به دکتر میگم اقای دکتر برای انگل ما یه قرصی بنویس میگه قرصی بدم که بکشتش میگنم: پـ نـ پـ یه چیزی بنویس که خوب بزرگش کنه بعد قلاده ببندم دور گردنش ببریمش گردش
بعد نسخه رو داده میگم :از داروخانه بگیرم؟
میگه : پـ نـ پـ برو باغ وحش یه دونه تربیت شدش رو بدن بهت

فرستنده : asghariali

پدر بزرگ یکی از دوستان فوت شد رفتیم تشییع جنازه. موقع برگشت یکیو دیدیم گفت: دفنش کردن!؟ گفتیم : پـَـ نـَـ پـَـ دیدن گوشتش خوبه کبابی خوردش کردن

فرستنده : ali♡jahrom

ازخونه زنگ زدم سفارش غذا دادم ، یارو میگه بفرستم براتون ؟ پ ن پ آپلودش کن ، لینکش و بده دانلودش میکنم!!!

فرستنده : ali♡jahrom

دبیرمون دوستم رو صدا زده؛
میگه:میخواین درس بپرسید؟
گفتم: پ ن پ میخواد ازت تست خوانندگی بگیره بفرستت هالیوود!

فرستنده : 09374xxx799_ΠΞGIΠ

دارم حرف میزنم هی زبونم میگیره، بابام میگه:چته زبونت بند اومده؟
میگم پ نه پ میخوام حرف بزنم اینجا بد آنتن میده!!!

فرستنده : mojdeh67

میخواستم بخوابم به خواهرم گفتم لامپو خواموش کن. گفت نورش اذیت می کنه؟ گفتم: پــَ ... گفت: جرات داری بگو؟ گفتم:پتو میکشم سرم خوب. گفت آفرین بلاخره آدم شدی گفتم پـَـــ نــه پـَـــ فکر کردی تا ابد الاغ می مونم

فرستنده : mojdeh67

تو تاکسی تنها نشستم میخوام کرایه حساب کنم طرف میگه 1 نفر!! میگم پـَـ نه پـَـ 2 نفر حساب کن خورزوخان هم هست!!

فرستنده : mojdeh67

یارو تو مترو داره چراغ قوه میفروشه، صداش کردم اومده میگه چراغ قوه میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه لقمه میرزاقاسمی آوردم واسه ناهارم تنهایی نمی چسبید گفتم بیای باهم بخوریم !

فرستنده : mojdeh67

بیل و برداشتم دارم میرم تو باغچه مامانم میگه می خوای نهال درخت بکاری میگم پ ن پ میخوام چاله بکنم چوب بیل رو بکارم تاچندتا بیل بدست بیاریم

فرستنده : Reza.j

می خواستم برم مسواک بزنم مسواکو برمیدارم مامانم می گه می خوای مسواک بزنی؟ می گم بله می گه خمیر دندون روش مالیدی؟ می گم بله می گه واقعا که این همه فرصت په نه په بهت دادم استفاده نکردی

فرستنده : mehrshad

با دوستم رفتیم بیرون. دارم با سرعت سیخای کباب رو روی منقل میچرخونم. دوستم اومده میگه داری کباب درست میکنی؟ میگم پ ن پ دارم فوتبال دستی بازی میکنم!!!

فرستنده : kamyar

داداشم میخواد ببینه چند کیلوه ، میگه برم رو ترازو؟ میگم : پَ نه پَ کلیک راست کن رو خودت ، برو تو پروپرتیس ببین چند کیلویی

فرستنده : گلادیاتور

پـَـ نـَـ پـَـ


با دوستم  داشتیم
تو خیابون راه میرفتیم
پام پیچ خورد افتادم زمین
گفت وای عزیزم خوردی زمین
گفتم پ ن پ یه نارنجک اینجا بود خودمو انداختم روش به تو آسیبی نرسه!!!

فرستنده : yahya az pa dena

به پسر عموم گفتم
تحلیل گرفتم 9
گفت یعنی افتادی؟
گفتم پ ن پ نیس آدم خاکی و متواضعی هستم دارم ادای افتاده هارو در میارم ریا نشه!!!

فرستنده : yahya az pa dena

دوستم نصف شب اس ام اس داده که میگه خوابی؟
میگم پ ن پ دارم تمرین میکنم که تو المپیک مدال طلا بیارم.

فرستنده : M0hammadjo0on

- کله صبحی رفیقم میخواست بیاد درس بخونیم بهش زنگ زدم گفتم دوتا نونم بگیر بیار گفت واسه صبونه؟ پــ نــ پـــ واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون

فرستنده : ali♡jahrom

سوار تاکسیم میگم آقا نگه دارید میگه پیاده میشی؟ پـَـَــــ نــه پـَـَــــــ میخوام باد لاستیکا رو چک کنم...!!

فرستنده : ali♡jahrom

بهش گفتم چقدر خوشگل شدی ! گفت،چشات خوشگل میبینه گفتم پ نه پ میخواستی گوشام خوشگل ببینه !!

فرستنده : zambi

آخه تو آدمی؟؟؟؟؟ - پَ نه پَ؛ تو آدمی! بخشهایی از مکالمه آدم و حوا !

فرستنده : zambi

به پسرخاله ام می گم تب کردم میگه: اِ؟ مریض شدی؟ می گم پـَـــ نــه پـَـــ دمای بدنمو بردم بالا ببینم فنش کار میفته یا نه !

فرستنده : zambi

هواپیما داشت سقوط میکرد یارو میگه داره سقوط میکنه؟ پ نه پ داره واسه نماز نگه میداره.

فرستنده : zambi

رو در اتاقم علامت « ورود ممنوع » زدم. رفیقم اومده تو، میگه اینو زدی که کسی نیاد تووو؟ پـَـــ نــه پـَـــ زدم که کسی جلو در پارک نکنه … !

فرستنده : zambi

یه گوسفند خریده بودیم بسته بودیمش به درخت که قربونیش کنیم دختر خالم اومده میگه آخــــــی میخوان این طفلی رو بکشن؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ کار بد کرده بستیمش به درخت درس عبرتی باشه واسه بقیه ی گوسفندا

فرستنده : mojdeh67

سوار ماشین بودیم یه موتور با سرعت دویست تا از کنارمون عبور کرده، رفیقم داشت با موبایلش ور میرفت ندیدش، میگه:موتور بود؟ گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ میگ میگ بود؟!

فرستنده : mojdeh67

تصادف کردم دستو پامو گچ گرفتن رو تخت بیمارستان...رفیقم اومده میگه خیلی صدمه دیدی؟ گفتم په نه په یکم فقط سرم درد می کرد گفتم کار از محکم کاری عیب نمیکنه دستو پامم گچ بگیرن یه وقت درد نگیره

فرستنده : mojdeh67

دارم از گرما میمیرم ، خودمو مثله چی دارم باد میزنم ، بابام میاد میگه چیه ؟ گرمته ؟؟؟؟ پـَـَـــ نــه پـَـَـــ دارم حداکثر سرعت چرخش مچم رو توی ثانیه امتحان میکنم

فرستنده : mojdeh67

زیر آفتاب داغ تابستون تو صف عابربانک واستادم آقاهه اومده می گه شماهم می خوای پول بگیری؟؟ پ ن پ واستادم شمع نذری روشن کنم!!!

فرستنده : mojdeh67





123456


javahermarket