جوک دوستانه - Jokestoon
X
تبلیغات
رایتل

Jokestoon

جوک دوستانه


واقعا راسته که میگن. هر چیزی یه حکمتی داره
این اخره کاری ها هر شب خونمو میمکید. اما بالاخره تونستم گیرش بندازم. پشه سمجی بود. در حالی که گرفته بودمش تو چشمامش نگاه کردم. می خواستم بکشمش اما نمیدونم چی شد که ازادش کردم. اونم پر زدو رفت. هه دلم نیومد حتی یه پشه رو بکشم.
فرداش خانواده رفته بودن سفر. من تنها بودم.
تقریبا ساعت 12شب بود. که حس کردم یکی اومده تو خونه. تا سرمو برگردوندم دیدم یه دزد با یه اسلحه به سمتم نشونه گرفته.
بهم گفت اگه صدات در بیاد میکشمت. من داد زدم و اونم شلیک کرد. چشمام بسته بود فکر کردم مردم. وقتی چشمامو باز کردم دیدم دزده فرار کرده.
وای ... دیدم رو زمین همون پشه ای که ازادش کردم افتاده. اره اون پشه خودشو انداخته بود جلو تا گلوله به اون بخوره. اون جونشو فدای من کرد.
... باور کنین حقیقتو گفتم. من به اون پشه شلیک نکردم. یه دزد این کارو کرد خواهش می کنم منو مجازات نکنین...
فرستنده : سینا مشهد

javahermarket